
جلسه ۷۸۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کلام مرحوم شیخ اشراق درباره توجیه تحقق و وجود مُثُل 26/3/1435
جلسه ۷۸۰
3حالا همین مثال را در نظر بگیرید كه به عنوان مقرّب آوردیم. آن وجود بالصرافه حقتعالی كه همان حقیقت ذاتیه اوست، وقتی كه در قید تنازل پیدا كند، تبدیل به وجود عین ثابت میشود. پس عین ثابت آیا از وجود حقتعالی خارج شد؟ یا هنوز در وجود حقتعالی است؟ خارج كه نشد. از كجا خارج بشود؟ كجا برود؟ پس همان عین ثابت با آن تنازلی كه وجود بالصرافه پیدا كرد و تشأنی كه پیدا كرد و همان شأنیت او و مشیت او، او را به یك كیفیت خاصی درآورد كه این عین ثابت میشود، در عین اینكه هنوز در ذات اوست و خارج نشده است. حقیقتی است كه در ذات اوست.
آن حقیقتی كه در ذات اوست، اسم آن عین ثابت میشود. هنوز مسأله را به مُثُل برنگردانیم، فعلًا داریم در عین ثابت صحبت میكنیم تا بعد، این را یك درجه لطیفتر هم كنیم، فعلًا این مقدار در اذهانمان تثبیت شود.
پس روشن شد هر تعینی كه در وجود پیدا میشود از وجود خارج نمیشود مثل آبیاست كه یك مقدارش تبدیل به یخ میشود، یك مقدارش تبدیل به بخار میشود، باز هم در یك كاسه است، یك مقدارش تبدیل به برف میشود كه هر كدام از اینها یك تكه از خود آب است، در عین حال كه از آب جدا نیست، و بعد با یك تغییر و تبدّل دوباره به حال اوّل خودش برمیگردد، یعنی به همان حال لاقیدی و لارسمی و لاحدّی خودش كه الان در این آب مشاهده میكنید كه نه رنگ دارد و نه كَم دارد، حالا آن كم و اینهایش به جای خود، لون هم ندارد
این مسئله عین ثابت كه الان در یك همچنین وضعیتی پیدا كرد آیا با وجودِ مجرّد حضرت حق منافات دارد یا منافات ندارد؟ پاسخ این سؤال را دیگر شما باید بدهید، ما تا اینجا دیگر بر اساس برهان جلو آمدیم. این وجودی كه الآن تبدیل به عین ثابت شده و در عینحال در خود ذات حق است، آیا با وجود تحققش و محوضتش در خود آن وجود بالصرافه و بسیط، آیا منافی با آن وجود است یا قابل جمع با آن وجود است؟ منافی نیست. اگر منافی باشد باز همین اشكالات پیدا میشود، باز هم باید بین قید و مقید و اینها فاصله پیدا بشود، آن مقید به یك نحو باشد، مقیدش به یك نحو باشد، معین به یك كیفیت باشد، متعین باید به یك نحو دیگر باشد و این اشكالاتی كه در اینجا به اصطلاح پیش خواهد آمد، پس خود نفس همان وجود متعین و متشخص هیچ منافاتی با وجود حق ندارد.
