
جلسه ۷۸۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کلام مرحوم شیخ اشراق درباره توجیه تحقق و وجود مُثُل 26/3/1435
جلسه ۷۸۰
2حالا اگر قرار باشد خود آن وجود بخواهد به این مسأله مقید شود، یعنی این متشخص از او جدا شود به طوری كه وجود متشخص دیگر از سنخ وجود بالصّرافه نباشد و یك سنخیت دیگری داشته باشد و یك جوهر دیگری داشته باشد، پس آن وجود اوّل مقید میشود و از اطلاق خودش ساقط میشود كه این بزنگاه مطلب و سَر همین است كه ما میخواهیم این دو حلقه را به هم وصل كنیم و آن وجود بالصّرافه را با وجود مقیده كه در عین ثابت هست آشتی دهیم و حالت تباین و قهری كه بین این دو به وجود آمده و با هم قهر كردهاند را میخواهیم بینشان آشتی بر قرار كنیم. و وجود بالصّرافه كه وجود حضرت حق است و وجود اطلاقی است، همان وجود بالصرافه در مقام مشیت و اراده تنازل به تشخص عینی میكند، آن تشخص عینی؛ اسمش عین ثابت است. پس بنابراین از رتبه خودش جدا نمیشود بلكه در درون خودش این تشخص را ایجاد میكند. حالا من یك مثال میزنم كه با این مثال روشن شود. شما یك دانه یخ بردارید و در این لیوان آب بریزید، الان كه شما نگاه میكنید میبینید كه این آب در اینجا به چه نحوی است و آن قالب یخ هم به چه نحوی است، مشخص است و میبینید، این قالب یخی كه الان در این لیوان هست، كیفیتش با خود آب تفاوت كرده است، یعنی یك خرده سفتتر شده، آن آب مَیعانش در یك حدی است ولی آن یخ، آن معیان را ندارد و یك خرده خودش را گرفته و سفت شده است ولی نگاه كه میكنید میبینید همان است، یعنی همان ماده آب الان در این یخ هم هست منتها با یك خصوصیات و كیفیتی كه آن را از این جدا كرده است. آیا میتواند این یخ مدعی شود كه من خارج از این آب هستم؟ نمیتواند. در آب است، یك مدت هم بگذرد كمكم حلّ میشود و اصلًا تبدیل به آب میشود و دیگر یخی باقی نمیماند. شما دوباره همین آب را در تحت شرایطی قرار بدهید كه یكدفعه یك مقدار از این آب، تبدیل به یخ شود فرض كنید كه وسط این یكدفعه یك قالب كروی یا مكعب یخ شود، این یخ از كجا آمد؟ از خود این آب آمده است از جای دیگر كه نیاوردیم، حالا خود همین آبی كه الان در اینجا هست یك مقدارش تبدیل به یخ شد آیا یخ میتواند بگوید من جدای از این آب هستم؟ برو پی كارت من برای خودم یك وجود دیگری دارم! آب میگوید چه؟ میگوید نه صبر كن، یك دفعه شرایط را عوض میكند و خود یخ دوباره تبدیل به آب میشود میگوید حالا چه شد؟ خودت را نشان بده دیگر! بیا و خودت را به ما بنما! تشخّص خودت را، تقید خودت را، تعین خودت را بیا به ما نشان بده.
