اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و کیفیت ارتباط علت با معلول

تبیین بساطت ذات الهی در عین ظهور در کثرات و تعینات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت خلقت اشیاء و نسبت میان علت و معلول می‌پردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که معلول را جدا از علت می‌پندارند، بر اساس قاعده علیت، حقیقت مخلوق را همان حقیقت نازله و تشؤّن ذات باری در شئون محدود می‌دانند. در ادامه، بحث ماهیت به عنوان امری موجود و معلولِ وجود مطرح شده و تفاوت آن با عدم تبیین می‌گردد. استاد با بهره‌گیری از اشعار ابن‌فارض و تحلیل مفاهیم قرآنی، به دشواری ادراک مقام ذات و حقیقت روح می‌پردازند و با ارائه مثالی ساده از دست انسان، نحوه حفظ بساطت و اطلاقیت وجود را در عین ظهور در قیود و حدود مختلف تشریح می‌کنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه می‌رسد که حقیقت وجود، حقیقتی مجرد است که با حفظ بساطت، با تمامی قیود و شئون عالم موافقت و همراهی دارد.

حقیقت وجود و کیفیت ارتباط علت با معلول

9
  • پس در این قضیه اگر ذات را علت براى تحقق معلول مى‌دانید باید همین را در خود ذات با وجود بالصرافه بودنش معتقد باشید! یعنى در عین اینكه ذات، حقیقت بالصرافه و حقیقت بسیط كل الأشیاء است در همان حال عین ثابت باید در مرتبۀ فناء محفوظ باشد یعنى هم عین ثابت است و هم فانی ا‌ست؛ فانی در آن ذات است.

  • باید این دو جهت و این دو لحاظ باشد یعنى در عین تعلق اراده به ایجاد که به عین ثابت برمى‌گردد ـ اصلاً كارى به مُثل افلاطونى نداریم و فعلاً به خود نفس تحقق خارجى اشیاء كار داریم! ـ وقتى كه اراده به عین ثابت تعلق مى‌گیرد من‌باب‌مثال به زید، عمرو، درخت، آسمان، زمین و یک چیزی تعلق می‌گیرد، ـ حالا ما انسان را مى‌گوییم ـ آن انسان قبل از وجود نفسی‌ و جسم و عالم مثالش روح تعلق می‌گیرد،‌ آیا آن شكلی که به او مى‌دهد او را از جنبۀ انبساط درمى‌آورد یا در همان مرحلۀ انبساط هست؟! اگر در مرحلۀ انبساط هست پس چیزى تغییر پیدا نكرده است. همان «کانَ اللَه» بود و «وَ لَم یکُن مَعَهُ شیء»1 هم بود! همان وجود لایتناهی و وجود اطلاقى بود، الآن هم هست! پس زید كجاست؟! عمرو كجاست؟! این زید و عمرو از كجا درست شد؟! بحث در این است كه ذات باری ذات لایتناهی و وجود بالصرافه و وجود اطلاقى است، همۀ اینها سلّمنا و قَبِلنا! حالا این ذات بارى مى‌خواهد تحقق به عین ثابت پیدا كند، چه عملى را انجام مى‌دهد كه شما نام آن را عین ثابت و زید مى‌گذارید؟! باید این را بفهمیم!

  • تمام دعواى بین مرحوم علامه طباطبائى و مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ به این قضیه بر‌می‌گشت. مرحوم علامه مى‌گفتند: وقتى عین ثابت شد دیگر از ذات درمی‌آید ولی مرحوم آقا مى‌گفتند: عین ثابت هست و درعین‌حال عین ذات هست. اگر خیلی روی این مسئله فكر كنیم به این نقطه كه بنده بارها خدمت رفقا عرض كردم برمى‌گردد كه وجود از ماهیت جدا نیست. وقتى ماهیت را یك امر عدمى بدانیم، این‌همه بلاها بر سر ما مى‌آید و باید تحمل کنیم ولى وقتى كه ماهیت را نفس الوجود بدانیم، خود وجود تغییر پیدا كرده پس چیزی نشده و اشكالی پیش نیامده است.

    1. جامع الأسرار و منبع الأنوار، ص ٥٦؛ تفسیر المحیط الأعظم، ج ١، ص ٣٥٢: «لقول النّبیّ صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”و کان الله و لم یَکن مَعه شَیء“؛ و لقول عارف أُمّته: و الآن کما کان.»