
حقیقت وجود و کیفیت ارتباط علت با معلول
تبیین بساطت ذات الهی در عین ظهور در کثرات و تعینات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت خلقت اشیاء و نسبت میان علت و معلول میپردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که معلول را جدا از علت میپندارند، بر اساس قاعده علیت، حقیقت مخلوق را همان حقیقت نازله و تشؤّن ذات باری در شئون محدود میدانند. در ادامه، بحث ماهیت به عنوان امری موجود و معلولِ وجود مطرح شده و تفاوت آن با عدم تبیین میگردد. استاد با بهرهگیری از اشعار ابنفارض و تحلیل مفاهیم قرآنی، به دشواری ادراک مقام ذات و حقیقت روح میپردازند و با ارائه مثالی ساده از دست انسان، نحوه حفظ بساطت و اطلاقیت وجود را در عین ظهور در قیود و حدود مختلف تشریح میکنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که حقیقت وجود، حقیقتی مجرد است که با حفظ بساطت، با تمامی قیود و شئون عالم موافقت و همراهی دارد.
حقیقت وجود و کیفیت ارتباط علت با معلول
7تعریف جنة الذات و فرقش با نفس
اما همین نفس كه داخل در بهشت است براى اولیاء الهى یك مرتبۀ دیگرى دارد كه در عالم لامكان و لازمان و لاحد و لارسم قرار مىگیرد كه به آن جنة الذات مىگویند و آن جنة الذات با نفس فرق مىكند. یعنى وقتى كه ولىّ الهى و عارف وارد بهشت مىشود دو خطاب به او مىشود؛ یك خطاب خطابى است كه به نفس او تعلق مىگیرد: ﴿يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ * ٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةٗ مَّرۡضِيَّةٗ * فَٱدۡخُلِي فِي عِبَٰدِي * وَٱدۡخُلِي جَنَّتِي﴾1 و یك خطاب دیگر هم تعلق مىگیرد: ﴿وَلَدَيۡنَا مَزِيدٞ﴾2 است که همان حیثیتى است كه نمىتواند در جنت بگنجد و جنتى براى این نداریم چون جنت در شكل و معنا و روح است و آن در یك مقامى است كه در شكل نیست. خداى دنیا و خداى آخرت كه فرق نمىكند؛ این خدایى كه الآن هست همان خدایى است كه در روز قیامت هم هست، اگر خدا الآن یک خداى اطلاقى است در روز قیامت هم یک خدای اطلاقى است، خداوند در روز قیامت كه مقیّد نمىشود! الآن مطلق است اما روز قیامت كه شد مقیّد شده و داراى شكل و رنگ و طعم مىشود؟! نه! خدایى كه بوده و خدایى كه هست و خدایى كه خواهد بود، همه یكى است و هیچ تفاوتی نمىكند. همه در یک مرتبه است اما ظهورات او فرق مىكند! ظهورات در دنیا با ظهور در آخرت متفاوت است؛ ظهور در آخرت بسیار قوىتر و شدیدتر است و داراى مراتب عالیه است که دارای مراتب جذبات و نفحاتى است كه مختصّ عبور انسان از اینجاست و تا عبور نكند آن مطالب براى انسان حاصل نمىشود، در دنیا هم خاصّ خودش است. البته عرض كردم براى اولیاى الهى تفاوت میکند و قضیه فرق مىكند.
خطاب دوم به آن شخص در واقع خطاب به روح است كه به همان ذات و حقیقت فنائى است كه در آن دنیا یا در عالم مثال براى افرادى كه نتوانستهاند در دنیا برسند، در عالم مثال پیدا مىشود. اما به افراد دیگر از مؤمنین فقط یك خطاب تعلق مىگیرد: ﴿وَٱدۡخُلِي جَنَّتِي﴾! همۀ صلحا و همۀ متقین على حسبِ مراتبِهم داخل در بهشت مىشوند؛ یعنی داخل در بهشت هستند اما دیگر [آن خطاب ﴿وَلَدَيۡنَا مَزِيدٞ﴾] را ندارند.
- . سوره فجر (89) آیات 27 تا 29. معادشناسی، ج 2، ص 211:
«اى نفس مطمئن شده به ادراك توحید و ولایت، برگرد بهسوى پروردگارت درحالىكه هم تو از پروردگارت راضى هستى و هم پروردگارت از تو راضى است؛ پس داخل شو در زمرۀ بندگان و اولیاى من و داخل شو در بهشت من.» - . سوره ق (50) آیه 35:
ترجمه: «باز افزونتر از آن نزد ما خواهد بود» (محقق)
- . سوره فجر (89) آیات 27 تا 29. معادشناسی، ج 2، ص 211:
