اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و کیفیت ارتباط علت با معلول

تبیین بساطت ذات الهی در عین ظهور در کثرات و تعینات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت خلقت اشیاء و نسبت میان علت و معلول می‌پردازند. ایشان با نقد تصورات رایج که معلول را جدا از علت می‌پندارند، بر اساس قاعده علیت، حقیقت مخلوق را همان حقیقت نازله و تشؤّن ذات باری در شئون محدود می‌دانند. در ادامه، بحث ماهیت به عنوان امری موجود و معلولِ وجود مطرح شده و تفاوت آن با عدم تبیین می‌گردد. استاد با بهره‌گیری از اشعار ابن‌فارض و تحلیل مفاهیم قرآنی، به دشواری ادراک مقام ذات و حقیقت روح می‌پردازند و با ارائه مثالی ساده از دست انسان، نحوه حفظ بساطت و اطلاقیت وجود را در عین ظهور در قیود و حدود مختلف تشریح می‌کنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه می‌رسد که حقیقت وجود، حقیقتی مجرد است که با حفظ بساطت، با تمامی قیود و شئون عالم موافقت و همراهی دارد.

حقیقت وجود و کیفیت ارتباط علت با معلول

1
  • درس هفتصد و هفتاد و نهم

  • کیفیت خلقت اشیاء

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • اگر در نظر شریف رفقا باشد صحبت در مُثل افلاطونى بود و به اینجا رسید كه در مسئلۀ مُثل اولاً اختلاف نسبت به اصل صحت این قضیه است که آیا مُثل وجود دارد یا ندارد و چیزى به نام مثال تحقق خارجى دارد؟! مطلب دوم اینکه آیا كلمات و تفسیر افلاطون از مُثل ـ بر فرض صحت مُثل ـ وافى به مقصود هست یا نیست؟! این قضیه باعث شد كه ما در این زمینه صحبت‌هایى داشته باشیم و مسئله خیلى به طول انجامید گرچه تا حدودى مطالبى عرض شد ولى اصل قضیه و حقیقت آن موكول به آخر بحث مُثل شد. حالا ما در ادامۀ همین بحث مُثل، آنچه را كه به‌ نظر قاصر مى‌رسد عرض مى‌كنیم.

  • عدم جدایی معلول از علت

  • در اینكه طبق قاعدۀ علیت، حقیقت علت عین تحقق معلول در مقام علیت در یك مرتبۀ ضعیف‌تر است شكى نیست! یعنى وقتى كه معلول مى‌خواهد از علت نشئت پیدا كند، از علت جدا نمى‌شود بر خلاف آنچه كه ما و عوام تصور کرده و این‌طور ارزیابى مى‌كنیم كه معلول از علت جدا مى‌شود و علت در رتبۀ خودش مى‌ماند! درست مثل مادرى كه بچه از او متولد مى‌شود؛ اسم مادر را علت و اسم آن‌ بچه را معلول مى‌گذاریم و وقتى كه بچه متولد شد دیگر دنبال كارش مى‌رود و كارى به مادر ندارد و براى خودش یك انسان و شخص خارجى مى‌شود و حالا اگر مادرش فوت شود و یا زنده بماند، این بچه به زندگى و مسیر و حیات خودش ادامه مى‌دهد. این تصور افراد از علت اشیاء می‌باشد. یا وقتى آتش علت براى شیئى مى‌شود، آن آتشى كه شعله‌ور شده است را معلول مى‌دانیم و وقتى كه كبریت را خاموش مى‌كنیم دیگر اثرى از علت نیست و فقط معلول است كه جلوه‌نمایى مى‌كند. این تصویر، تصویر صحیحى نیست و براین‌اساس افراد و متكلمینى كه عالَم را معلول براى حق تعالى و ذات بارى مى‌دانند به همین مسئله نگاه مى‌كنند. البته در این زمینه روایاتى هم به‌عنوان شاهد مى‌آورند: