اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۷۹

9
  •  لذا جناب ابن فارض هم همین را می‌فرمایند:

  • صفاءٌ و لا ماءٌ و لُطفٌ و لا هواً *** و نورٌ و لا نارٌ و روحٌ و لا جسمُ
  •  اینجا فقط روح است و دیگر در آنجا اصلًا جسم معنا ندارد. حالا این اطلاع من است از آن عالم. اینهایی كه عرض می‌كنم برای طرح مباحث مُثُل و شكل‌گیری مثل افلاطونی خیلی ضرورت دارد. مترتب بر دقت در این مرتبه است كه ما ببینیم مرتبه تنازل معلول از علت به چه شكل است، اینجاست كه بزنگاه مطلب است و در آنجا می‌شود مسأله مثل را به تصویر كشید.

  •  این حقیقت روحیه كه اتصال به آن مرتبه ذات دارد وقتی می‌خواهد تعین و تنازل پیدا كند، آن جنبه علیت و معلولیت، در اینجا تحقق دارد و تحقق پیدا می‌كند. این جنبه علیت و معلولیت آیا این جنبه، در خود ذات باری قبل از تنازل به قید و به حد، آیا در آنجا تحقق پیدا می‌كند؟ یا اینكه آن جنبه پس از تعلّق اراده و مشیت به آن عین ثابت است، یعنی عین ثابت هر كسی. اینجا خیلی مسأله دقیق است كه آیا اگر قرار باشد كه ما حقیقت علیت و معلولیت را تنزل نشئه‌ای علت به معلول بدانیم، پس بنابراین خود معلول باید در ذات علت منطوی باشد، این كه معلول در ذات علّت، منطوی هست آیا با قیودش منطوی هست، یعنی مثل یك بچه ماهی كه در شكم ماهی ـ وقتی ماهی‌ها را می‌گیریم، دیده‌اید یك بچه ماهی در شكم آن هست، ماهی را گرفته خورده است ـ این‌جوری است، یعنی این در شكم آن خودش برای خودش یك كسی است، اگر این‌طور باشد پس این نمی‌تواند عین همان ذات علّت باشد این جداست، وقتی كه از او جدا گرفتید دیگر جنبه علیت در اینجا از بین می‌رود و ناتوان است.

  •  پس برای این قضیه اگر شما ذات را، علت برای تحقق معلول می‌دانید باید همین مسأله را در خود ذات هم معتقد باشید با وجودبالصرافه بودنش، یعنی در عین این‌كه ذات حقیقت بالصرافه هست و حقیقت بسیطة كل الاشیاء هست در همان حال، آن عین ثابت باید در مرتبه فناء محفوظ باشد، یعنی هم عین ثابت هست و هم فانی است، فانی در چیست؟ در آن ذات است.