
جلسه ۷۷۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نکتهها و گفتههای استاد: 26/11/1434
جلسه ۷۷۸
7باید جا و مكان باشد تا همه بتوانند بیایند و از امام این فیض را به اندازه سعه وجودی خودشان كسب كنند. توجه كردید؟
وقتی كه این مساله را در آن كتاب مینوشتم، گفتم مردم پذیرش ندارد كه ندارد. من باید وظیفهام را انجام دهم. آنكه نمیپذیرد بگوید آقا دارد بیخود میگوید، هذیان میگوید. بگذار بگوید. این آقا دارد لاطائلات میگوید. این حرفها چیست. مگر حرمت وقف را به خاطر استحبابِ زیارت میشود شكست؟ بگذار هر چه میخواهند بگوید.
آن عالم به پدر ما خندید و مطلب را نپذیرفت. هزار نفر به من بخندند طوری كه نمیشود. امّا من حرف خودم را زدم. آن كسی كه اینجایش خبری است یك روزی این مطلب را برمیدارد و استفاده میكند و آن كسی كه مخ ما فیه است میگوید این آقا هذیان میگوید، این آقا لاطائلات میگوید، بگذار بگوید. این آقا هجویات میگوید، بگذار بگوید. من نمیتوانم از آنچه را كه در مسیر بزرگان درك كردم و به آن رسیدم، كوتاه بیایم. ـ البتّه در قالب فنی و علمی این مسائل مطرح است ـ حالا كسی نمیخواهد بفهمد، نفهمد اصراری نیست. مگر همه افراد قرار است در یك سطح باشند؟! همه افراد قرار نیست در یك سطح باشند، اگر همه افراد در یك سطح بودند بعد از پیغمبر فقط چهار نفر برای علی باقی نمیماند و همه میآمدند1. پس همه افراد در یك سطح نیستند، یك هفته كه گذشت سه نفر دیگر آمدند و شدند هفت تا، هفته دوّم چهار نفر، هفته بعد گذشت، گذشت، گذشت، كم كم آمدند و گفتند: یا علی غلط كردیم، یا علی اشتباه كردیم، یا علی ما را ببخش، یا علی عقل ما نرسید، شعور ما نرسید. حضرت گفتند: عیب ندارد حالا ما بخشیدیم.
امّا آنهایی كه اوّل آمدند چها نفر بودند. تازه در میان آن چهار تا باز هم چه بودند!! بالا و پایین بود ولی بالاخره همینها بودند. عمار صبح نیامد، عصر یا فردا آمد در روایت دارد كه: جال جولةً یك چرخی زد. همین عمار2. مگر در مورد عمار نداریم كه: عَمّارٌ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقٌّ مَعَ عَمّار3. هنوز عمار كاملًا خالص نشده بود. اگر خالص شده بود كه یك لحظه تردید نمیكرد.
- الاختصاص ص ٦ و ص ١٠. حهت اطلاع بيشتر رجوع شود به اسرار ملکوت ج ١ ص ٢٢٢.
- همان مصدر.
- منتهى الامال ج ١ ص ٩٢؛ امام شناسى ج ٢ ص ٢٥.
