
جلسه ۷۷۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نکتهها و گفتههای استاد: 24/6/1434
جلسه ۷۷۷
8مرحوم نائینی، استاد مرحوم آقای خوئی و حاج شیخ محمد علی كاظمی بوده است. تقریرات مرحوم نائینی را آشیخ محمد علی كاظمی مینویسد. آقای خوئی هم بنده خدا، تقریرات مرحوم نایینی را مینویسد. آشیخ محمد علی میگوید: چرا با وجود تقریرات من، شما تقریرات آقای خوئی را امضا كردید و بر آن تقریظ نوشتید؟!!. با استادش قهر میكند و به كوفه میرود و دیگر در درس آقای نائینی شركت نمیكند. ـ در نجف مرسوم است، اینجا هم مرسوم است كه استاد درس میگوید شاگرد هم درس میگوید. هر دو با همدیگر در درسها و بحثها شركت میكردند ـ ایشان مدّتها در كوفه میماند تا اینكه مرحوم نائینی فوت میكند بعد به نجف میآید، درس شروع میكند. شش ماه هم بیشتر درس او دوام نمیآورد بعد هم میمیرد.1 چرا باید اینطور باشد؟ آیا استاد تو مرحوم نائینی، بر گردن تو حقّ نداشت كه با او اینطور كردی؟! آیا حقّ نداشت؟ آیا او استاد تو نبوده است؟ آیا تو را ای شیخ محمد علی كاظمی، مرحوم نائینی به اینجا با بیخوابیهای خودش و با مطالعات خودش نرسانده است؟ انسان باید احترام استاد را نگه دارد. آیا حتماً باید آن استاد از عرفاء باشد؟ این فردی كه برای فقه اهل بیت؛ چشمش را و زندگیش را گذاشته است آیا محترم در نزد خدا نیست؟ هر كسی مراتب خودش را دارد و هر كسی درجات خودش را دارد.
توی شیخ محمد علی كاظمی را، نائینی به اینجا رسانده است. با چه؟ با بیخوابیها و زحماتش. درسهای نائینی، تو را به اینجا رساند. نتیجه تشكرِ از زحماتش این است؟ این است كه بیائی با نائینی این كار را انجام بدهی! یك دل رنجاندن نائینی، كافی است كه پروندهات بسته شود. دلش برنجد كفایت میكند.
حالا برو هركاری میخواهی بكن، بكن.2 بیا درس بده، چه چیزی میخواهی درس بدهی؟ دیگر بعد از فوت نائینی چه چیزی میخواهی بگویی؟ از امام صادق! امام صادق! هان! از قال الباقر و از قال الصادق میخواهی بگویی؟ این دستور امام صادق است! این دستور امام باقر است؟!
- مطلع انوار ج ٣ ص ٤٢٢ و ٤٢٣.
- جهت اطلاع برافکار مرحوم کاظمينى رجوع شود به اسرار ملکوت ج ٢ ص ٤٢٨ به بعد.
