
جلسه ۷۷۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نکتهها و گفتههای استاد: 24/6/1434
جلسه ۷۷۷
7وقتی كه بنده طهرانی، با همین دوتا چشمم از تو دروغ دیدم، دیگر كار تمام است. خود بنده و همه افراد دیدند. معلوم است یك آدم ... چه عرض كنم دیگر!. همین مسأله (دروغ نگفتن و بار خود را سنگین نكردن) را انجام نمیدهنی، انجام كه نمیدهی، نفست برای انحراف بعدی تبدّل جوهری پیدا میكند. الان برای آن انحراف بعدی هنوز آمادگی ندارد، یعنی آن استعداد به معنای تهیوء را كه همه دارند. استعداد فعلی و خارجی كه خودش نوعٌ من الفعلیة هست، آن استعداد، فعلیةٌ بعد الفعلیة پیدا میشود. اگر اینجا اغماض كردی یك فعلیت برای آن انحراف بعدی تو حاصل كرد، آن دیگری هم همینطور برای انحراف بعدی تا به جایی میرسد كه به این قلب مهر میخورد، وقتی مهر خورد میشود: خَتَمَ اللَه عَلي قُلُوبِهِمْ وَ عَلي سَمْعِهِمْ ... البقرة، ٧ اینجا میشود ختم. خیال نكنید كه ختم، برای مشركین است. آقا؛ ختم برای بنده و شماست. مشركینِ بیچاره آنها فقط خدا را انكار كردند. اما ما تمام وجودمان انكار حقّ و حقیقت میكند. این ختم كه از روز اوّل زده نشد بلكه از روی چشمپوشیها و اغماضها این قضیه پیدا شده است. تا اینكه انسان به اینجا میرسد. در باره این مطلب باید خیلی حواسمان را جمع كنیم. اگر حواسمان را جمع كردیم، درسها و بحثها، كلمات ائمه و روایات آنها، میشود نور. اما اگر حواسمان را جمع نكردیم آن اصلی را كه داشتیم از دست میرود، یعنی همین وسائل الشیعه میشود ظلمت. همین وسائل، ها!.
اینهایی كه در شرایط بسیار بسیار ناگوار از این دنیا رفتند و مطالبی هم راجع به آنها میگویند، مثلا یك نفر خودش با یك واسطه برای بنده نقل كرد كه میگفت: من حال احتضار یكی از علماء بزرگ نجف را دیدم كه خیلی مضطرب بود. قرآن به او دادم، قرآن را به دیوار پرت كرد!!!. مگر این آقا، همین وسائلالشیعه را نخوانده است؟ مگر همین روایت را نخوانده است؟ چرا اینطوری میشود؟ راجع به بعضی دیگر هم چیزهایی شنیدیم كه نمیشود گفت. این آقا كه همین وسائلالشیعه را خوانده! همین احادیث را خوانده! چرا اینطوری شد؟ چرا باید به اینجا برسد؟
