
جلسه ۷۷۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نکتهها و گفتههای استاد: 24/6/1434
جلسه ۷۷۷
4رفقا میگفتند: آقا ما جبراً میمانیم، داریم میمیریم.
گفتم: یك دفعه آمدید كافی است، میتوانید بمانید و میتوانید بروید. توجه میكنید؟ اصلًا در آن مجلس سه تا قرص زیر زبانی به من دادند! نمی دانم چه بود؟ وقتی كه به خانه آمدم خوب شدم. بعد گفتند: آقا اگر بیش از این مقدار در مجلس بمانید برای شما خطر دارد. خودم هم میدیدم كه ملتهب هستم. بعضیها هم متوجه شده بودند. یك ربع، بیست دقیقه بودم و بعد از آن خداحافظی كردیم و به خانه آمدیم. وقتی كه خانه آمدم دیدم كه هیچ مشكلی نیست. چرا؟ اینها همه آثار ظلمت است.
واقعاً وقتی شیطان بر نفوس افراد غلبه كند، اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَه المجادلة ١٩ این قسمت از آیه: فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَه، عجیب است! یعنی یاد خدا میكنند ولی این یاد خدا، شیطان است!
یارو، آن منبری میگفت: ای امام زمان تو كجا نیستی؟
با صدای بلند گفتم داخل قلب تو نیست. دو سه نفری این طرف و آن طرف بودند، شنیدند.
گفتم: در قلب تو نیست. همه جا هست، غیر از قلب تو. اصلًا از حرفهایش ظلمت میبارید، از حرفهایش كدورت میبارید. دارد اسم امام زمان را میگوید ولی كدورت از این دهان بیرون میآید. توجه می كنید! كدورت می آید. چرا، قضیه چیست؟ این فرد همان كسی است كه گفت: حقّ با فلانی است!! این همان است. ولی فلانی تند است. اصلًا بنده فلفل هستم، خوب است. گفتم: از فلفل تندتر چه سراغ دارید؟ در دنیا از فلفل تندتر كه اسید میسازند سراغ دارید؟ بنده اصلًا فلفل هستم و تند هم هستم. حرف من حقّ است یا نه؟ اگر حقّ است چرا نپذیرفتی؟ ای حُقه باز! چرا نپذیرفتی؟ نه اینكه فقط تو باشی، خیلیها گفتند: فلانی حقّ می گوید.
یكی گفته بود: فلانی حقّ میگوید ولی چه كنیم مواجبمان قطع میشود و از دكان بیرونمان میكنند.
اگر از دكّان بیرونت میكنند بیا من به تو اتاق میدهم.
