
جلسه ۷۷۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نکتهها و گفتههای استاد: 24/6/1434
جلسه ۷۷۷
10انسان نمیتواند بگوید: حالا كه رفاقتمان به هم خورده است پس هر چه بادا باد. حالا دیگر رفاقت كنار رفته است، حالا دیگر تعهد كنار رفته است. نه آقا، این تعهد به جای خودش هست.
اینجاستكه ما باید به موازین پایبند باشیم و عمل كنیم. خلاصه آدم زرنگ آن كسی است كه از بارهای روی دوشش همینطور كم كند و بار روی دوشش اضافه نكند. مسئولیت این را گرفتن كه بیا با من، بیا من خودم تضمین میكنم، اینها بار روی دوش اضافه كردن است.
مرحوم حداد رضوان الله علیه به آن شخصی كه الان فوت كرده و شاگردانی داشت ـ آقا در روح مجرد1 آوردهاند ـ میفرمایند: چرا بار برگردن خودت اضافه میكنی. برای چه؟ این شاگردانی كه تو مسئولیت آنها را پذیرفتهای بار برای تو هستند. بار را بیانداز روی دوش كسی كه بتواند بكشد، یعنی من! آیا تو میتوانی بار بكشی. تو كه خودت میگویی من از عهده پاسخ سؤال بعضیها بر نمیآیم، یعنی بیش از حدّ توانت هست و نمیتوانی جواب آنها را بدهی. آن شخصی كه در مدركاتش از تو قویتر است و قویتر از تو فكر میكند. وقتی قویتر از تو فكر میكند برای چه میگویی باید بیایی پیش من؟!
من پیش یك بنده خدایی رفته بودم، گفتم: آقا شما مطالب توحیدی و سؤالات توحیدی را میتوانی جواب بدهی؟
گفت: در آن حدّ، نه.
گفتم: اگر نمیتوانی پس چه الزامی دارید كه میگویید افراد بیایند و از شما اطاعت كنند. وقتی نمیتوانی! ـ حالًا اصلًا كاری به باطن نداریم، همین ظاهر را میگویم ـ وقتی نمیتوانی؛ نمیشود كه انكار كرد. آدم مینشیند و حرف میزند و بحث میكند. مشكلی نیست.
وقتی جواب نمیتوانی بدهی چرا افراد را الزام میكنی كه باید یبایند و از من اطاعت كنند!
اینجا كه مزیت فرع بر اصل شد!! میگوید همه باید بیایند. نتیجهاش چیست؟ نتیجهاش این است كه وقتی به آن دنیا رفتی، باید جواب اینها را بدهی كه چرا بار این را برداشتی؟ چرا بار این را برداشتی؟ چرا بار این را برداشتی؟ در حالی كه نمیتوانستی!
- روح مجردص ٤٨٦.
