
جلسه ۷۷۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نکتهها و گفتههای استاد: 24/6/1434
جلسه ۷۷۷
6همین آقا موقعی كه برای ریاست، مناظره میكرد من میدیدم كه از دهانش آتش بیرون میآید، كدورت بیرون میآید. اصلًا منقلب میشدم، اصلًا یكطوری میشدم. یك ربع كه نشستم، اصلًا دیگر نتوانستم بنشینم، گفتم: برو بابا، این چیست؟! گفتم: همه آنها سر و ته یك كرباسند. برویم دنبال كارمان!
گفتم: تماشا كنیم و ببینیم. گفتم: تفننش را هم نخواستیم و تا آخر نماندم، اینقدر مكدّر شدم!!
اصلًا حرف كه میزد لجن از دهان میپراكند!!. چه كسی اینها را میفهمد؟ ما كه علم غیب نداریم. همینطوری از حالمان و وضعمان و اینكه خوشمان نیامد. امّا بعد چه شد؟ وقتی كه مسائل جلو آمد گفتند: ای دادِ بیداد عجب اشتباهی كردیم!! این آقا از داخل قم در میآید و میگوید ما كه علم غیب نداشتیم. مگر نگفتند؟ عزیز من؛ مگر در همه دنیا بر اساس علم غیب انتخابات میكند كه شما علم غیب نداشتید!!. حالا كه فهمیدید علم غیب ندارید و اشتباه كردید پس دیگر ول كنید. هان! اقرار كردید دیگر. اقرار كردیم كه ما علم غیب نداریم! ول كنید دیگر. ول كنید. مردم هركاری میخواهند بكنند، بكنند دیگر.
یكی گفت: ما كه علم غیب نداشتیم. یكی گفت: نمیدانم چه و چه ...!! یكی گفت از خط فلان است. یكی گفت: نمیدانم از نقطه فلان است. هر كسی برای تبرئه خودش یك چیزی گفت. هان!
تلمیذ: گفتهاند وظیفه ما بود!
استاد: وظیفه بود!!؟ در همان زمانی كه وظیفهتان بود در همان زمان، مقدمات این موقع و زمان چیده شد! همان موقع رفتند و اسناد را برداشتند. همان زمانی كه وظیفهتان بود. نه الان! آخر میگویند كه: آن موقع خوب بود ولی الان چه! چه كسی دوازده روز به خانه رفت و قهر كرد؟ آن موقع یا این موقع؟ خودشان هم نمیفهمند كه چه میگویند؟ یك چیزی بگویند و یك حرفی از دهان در بیاورند حالا هر چه باشد، باشد! درست شد؟.
آدم زرنگ كیست؟ ـ چند شب پیش گفتم ـ كسی است كه ببیند مبنا چیست و خودش را گول نزند.
