اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۷۷

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  مرحوم آقا خیلی در این مسأله دقّت داشتند كه: بار برخودتان زیاد نكنید.

  •  بله! ما الان كه در راه می‌آمدیم ایشان [یكی از رفقا] فرمودند كه: من یك خوابی دیدم كه به بعضی‌ها می‌گفتم چرا می‌گذارید كه به شما امام بگویند؟

  •  گفتم: آقا در خواب هم اینها را رها نمی‌كنید؟ بگذارید آنجا دیگر خوش باشند. چون فكر كنم با عناوینی كه برایشان هست خیلی خوش هستند!!

  •  ایشان در خواب گفته بودند: امام اختصاص به دوازده معصوم دارد.

  •  من گفتم: ظاهراً بقیه هم از مقام امامت بدشان نمی‌آید!

  •  چرا آدم باید همین‌طور بار بر خودش زیاد كند؟ مگر ما بدون این نبوت و رسالت زندگی نمی‌كنیم!؟ ما هم داریم زندگی‌مان را می‌كنیم، نه امام شدیم نه پیغمبر، نه چهارده معصوم، نه نبی. داریم زندگی‌مان را می‌كنیم. آدم رند و زرنگ آدمی است كه بار بر خودش اضافه نكند. توجه می‌كنید؟! آدم زرنگ تا می‌تواند بار خود را كم می‌كند. بله! همین‌طور بار خود را كم می‌كند.

  •  بعد صحبت ادامه پیدا كرد، من گفتم: بعد از زمان مرحوم آقا بعضی‌ها آمدند و همین‌طور بار بر خودشان اضافه و اثبات كردند. گفتند: من این هستم و راجع به من این مكاشفه شده است، راجع به من این‌جور گفته‌اند و راجع به من مكاشفه شده و تایید شده است. چیزهایی كه آن زمان‌ها گذشت. نامه به من كه فرزند دوّم آقا هستم فرستادند و گفتند باید از ما اطاعت مطلق كنید و الّا چه و چه و چه می‌شود. این حرف‌ها كه در كتِ ما نمی‌رفت كه اطاعت كنیم تا چه رسد به اطلاق اطاعت و اطاعت لاانتهایی و لاحدی. مطلق، یعنی لا حدّ، یعنی حدّ ندارد. حالا باید هم راجع به حرف‌هایی كه زده‌اند، یعنی حرف‌هایی كه به واسطه آن حرف‌ها عده‌ای را فریب داده‌اند و اغوا كرده‌اند و هم حرف‌هایی كه برای مقابله با حرف حقّ زده‌اند. چون بالاخره یك طرف حقّ می‌گوید. آقا؛ اگر نیستی بساطت را جمع كن. چه خبره؟ این كاسه و كوزه‌ها را جمع كن. طرف كه آرام نمی‌نشیند، همین‌طور شروع می‌كند به زدن كه به او سلام ندهید، او را از جلسه بیرون كنید، ارتباط نداشته باشید. بالاخره چیزهایی كه همه دیدند و همه شنیدند و با تمام وجودشان لمس كردند. نامه‌هایش هست؛ گرچه انكار می‌كنند.