جلسه ۷۷۶
5در یك تجلی واحد كل ماسوی الله به چه میگویند این كاغذ ماسوی الله هست یا نیست این پارچه این پارچ آب بنده جنابعالی تمام اینها ماسوی الله كل ماسوی الله به یك تجلی واحد خلق میشود حالا آن خلق در چه مرتبهای از آن تجلی است این هم عرض كردیم اینها همه بازگشت یك دوره مطالب گذشته است این به چه كیفیتی است. یعنی بوده است زمانی كه بر خدا گذشته كه اینها غلط است اصلًا دیگر زمان معنا ندارد در این جا منتها ازضیق عبارت داریم میگوییم بوده است آن زمانی كه بر خدا گذشته و خبری از این خلق او نبوده میلیاردها سال گذسته هزارها هزار، میلیارد میلیارد بعد خدا خسته شده ازاینكه تنهاست گفته خوب حالا بیایم ودست بكار شویم و خلاصه خلقی از خود بوجود بیاوریم زید و عمری بودجود بیاوریم انسان و شیطان و ملكی بوجود بیاوریم دریا و سماواتی بوجود بیاوریم منظومه سیاراتی بودجود بیاوریم هان خسته شدیم تنهاییم دیگر کنتُ کنزاً مَخفیاً فَأحببتُ أن أُعرف فخلقتُ الخلقَ لِکی أُعرف1 بیایم خلاصه خودی نشان بدهیم چیزی نشان بدهیم درست شد، بعد اراده تعلق بگیرد بر این، این تصور تصور عامیانه است. مردم این طور تصور میكنند یك خدایی بوده و یك مدتی وتنها فقط برای خودش فقط برای خودش. اگر ما خدا را خدای غنی بالذات میدانیم خدای غنی بالاطلاق میدانیم، اگر علم خدا را همان نفس اراده او میدانیم2، آن علم عنایی نسبت به اثر، نفس تعین آن اثر است، خب علم مگر میشود از عالم جدا بشود. مگر میشود شما برههای تصور بكنید كه خدا بوده ولی علم به آثارش نداشته میشود3.
خب این نقص است دیگر یعنی در یك زمان خدا جاهل بوده اینكه چه آثاری خلق میكند، چه خلایقی از خودش بوجود میآورد. میشود خدا جاهل باشد خوب نمیشود، وقتی كه خدا جاهل نشد پس درهر مرتبه و برههای كه تصور ذات ربوبی بشود در همان برهه علم او و قدرت او وحیات او هم همراه با آن برهه همراه با ذات ربوبی وجود دارد. ذات ربوبی، علم ذات ربوبی نسبت به خود مساوقٌ لعلمه و آثاره و علمه و آثاره عبارت است از همان علم حضوری نه حصولی.
- بحارالانوار، ج ٨٤، ص ١٩٨ و مصابيح الانوار فى حلّ مشکلات الأخبار، ج ١، ص ٤٠٢، للسّيد عبدالله شبّر رضوان الله تعالى عليه
- الاسفار، ج ٦، ص ٣١٥ و ٣١٦ و نهاية الحکمة: المرحلة ١٢، الفصل ١٣ و بداية الحکمة، المرحلة ١٢؛ الفصل ٦ و ٨
- رجوع شود به افق وحى ص ١١٨

