جلسه ۷۷۶
4منال ای دل که در زنجیر زلفش *** همه جمعیت است آشفته حالی1 آن مقامی كه مقام اجمال هست، آن مقام همان مقام وحدت هوهویه است كه تعاریف مختلفی از آن مسئله میشود. پس علم عنایی حق نسبت به ظهورات خودش و نسبت به آثار خودش آن علم عنایی با این تشخص خارجی و با این تعین خارجی فرق نمیكند، هیچ تفاوتی نمیكند. پس دیگر ما نمیتوانیم اصلًا نسبت به این مسئله فكر كنیم و صحبت بكنیم كه این عالم كی بوده، چندسال پیش یك میلیون، دو میلیون، یك میلیارد هی برویم جلو، هی برویم جلو، هی عرضی همین طور جلو برویم تا به یك جایی (به قول شما Big Bang) میرسیم كه در آنجا یك انفجار بزرگی شده و آنجا دیگر بعدش ظلمت است!! هان، یعنی آقا رسیدیم به این نقطه بعدش یكدفعه از این نقطه یك انفجاری انجام شده!!
امروزه هم كه میگویند این حرفها كشك است دیگر، میگویند این چیزها ور افتاده. خب هر دفعه یك چیز میگویند!
این نقطه كه به آنجا برسد بعدش ظلمت است، اصلًا دیگر این مسئله قابل طرح نیست چرا؟ چون وجودی دیگر در این جا در قبال عدم نیست كه قبل از او عدم باشد، یك حقیقت واحده است كه این حقیقت واحده هیچ قبل ندارد تا انسان بخواهد برای نقطه شروع وقتی را تعیین كند، قبلی ندارد.
تمام این عوالم ربوبی، تمام این عوالم لاهوت و جبروت، ملكوت علیا و سفلی نمیدانم این عوالم برزخ و مثال و عوالم مادّه و اینها تمام اینها همه در یك تجلی واحد نه به تجلی كه یك تجلی كه عالم جبروت بوجود آمده2 در یك طرف نشسته یكخورده استراحت كرده حالا خسته شدیم خیلی زحمت كشیدیم حالا بعد از یك مدتی بگذرد یك تجلی دیگر لاهوت بعد از جبروت بعد هی یك خورده صبر كند نه خیلی كار كردیم نه این جوری نیست دیگر قضیه خدا خستگی ... لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ...3
- ديوان حافظ رضوان الله عليه، غزل ٤٦٣، طبع دکتر غنى و قزوينى. جهت اطلاع بر تفسير اين بيت رجوع شود به کتاب شريف روح مجرد، ص ٥١٩ تا ٥٢٣
- رجوع شود به کتاب الله شناسى، ج ٣، ص ٢٠٠ و افق وحى، ص ١١٨ و ٥٧٢ و ٦١٨ و رساله اجماع، ص ٨٩
- سوره البقره (٢) قسمتى از آيه ٢٥٥

