
جلسه ۷۷۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية 13/6/1434
جلسه ۷۷۵
12بسیار خب، انشاءالله دیگر از شنبه اول فقه را شروع كنیم.
صحبت راجع به قضا و قدر را تمام كردیم؟ كلام مرحوم میرداماد را گفتیم، خیلی كلامشان كلام عجیبی بود، و این تقریبا همان كلامی بود كه ما میخواستیم بگوییم با یك مختصر اختلافی، واقعا خدا رحمت كند مرحوم صدر المتالّهین و این بزرگان را، چقدر اینها زحمت كشیدند تا این مطالب و معارف را به دست ما رساندند، اگر در این مسال فكر كنیم، در همه چیزمان تحول و تبدل جوهری پیدا میشود.
خب انشاءالله ... از یك طرف اطباء ما را منع كردهاند، مثلا در همین جلسه عنوان بصری ما كلنجار رفتیم با بعضی از همین دوستان پزشك، چندتا بودند، گفتم من الان حالم خوب است، گفتند تو نباید به جلسه سخنرانی بروی، گفتم من الان چیزی احساس نمیكنم، گفتند تو چیزی احساس نمیكنی ما احساس میكنیم، گفتیم چكار كنیم، نمیشود؟ گفتند نه، خب وقتی هم میگویند نباید بروی خب نمیشود. حالا فردا ببینیم چه شود، فردا كه میآیند برای معاینه میگویند بیست دقیقه میتوانی صحبت كنی! خب این چه رفتنی است دیگر؟
لذا خیلی از جلسات به همین جهت تعطیل میشود، یعنی خلاصه قبلًا ما را میبینند و یك معاینهای میكنند و میگویند نه امشب شما نمیتوانی، حالا همه آمدهاند، از اینطرف و آنطرف و از شهرستان از جاهای دیگر، بعد میگویم حتی رفتن من را هم شما اجازه نمیدهید؟ میگویند نه! باید همینجا بنشینی و اگر هم رفتی نباید حرف بزنی! فقط میتوانی شركت بكنی.
لذا خیلی از موارد به این كیفیت است كه خود من حتی آمادگی دارم برای آمدن ولی خب ... بله، دیگر رفقا هر كدامشان برای خودشان فقیهی و حكیمی شدهاند، منتهی ما میآییم و مینشینیم و حرف میزنیم، همین دیدن و مجالست و اینها همه دلخوشیمان به همین است.
اللهم صل علی محمد وآل محمد
