
جلسه ۷۷۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نکتهها و گفتههای استاد: نکتهها و گفتههای استاد: ـ 26/5/1434
جلسه ۷۷۴
6خاك بر سر انقلابی كه امام صادقش برود در زندان! این چه انقلابی است؟ این چه احقاق حقّی است؟ این چه گرفتن حكومتی است؟ خاك بر سر آن انقلابی كه بزرگانش را اولیائش را اینها همه در تحت مضیقه و مساله قرار میدهند. قضیه اینطور است، آنوقت می گویند اینها را به مردم نگویید مردم اعتقادشان برمیگردد. ببینم مگر خون مردم این موقع با خون آن زمانیها فرق میكند؟! مگر مردم این زمان با مردم آن زمان فرق میكنند؟! مردم آن زمان خود اصل جریان را دیدند ولی مردم این زمان حتّی خبرش را هم نباید بشنوند؟! خیلی عجیب است، یعنی مردمی كه اعتقاد خودشان را بگذارند بر یك اصل و اساس بیت عنكبوت، آنوقت دیگر این اعتقاد چه فایدهای دارد؟! چه نتیجهای دارد؟
این اعتقاد مثل اینكه می گویند با یك كشمش گرمش میشود با یك مویز سردش میشود، فوری با یك قضیه برمیگردد! آن اعتقادی میماند كه همه جور سرد و گرمی را تجربه كرده و پایدار مانده باشد، آن اعتقاد برای آدم میماند.
مگر بچههای ائمّه هم از این كارها میكنند؟!
خب بله میكنند و كردند دیگر، همین بچههای ائمّه این كارها را كردند. پس باید چه كار كنیم؟ نباید بگویم؟ یعنی باید ائمه و بچههای ائمه، همه را نگه داریم در یك افق تقدیس و تطهیر و اینها را در یك مرتبهای بگذاریم و مردم را در یك همچنین سطح فكر غیر واقعی و مجازیای قرار بدهیم كه به اعتقادشان برنخورد؟! خب صد سال این اعتقاد میخواهم نباشد! اعتقاد باید بر اساس اصول خودش باشد بر اساس ضوابط خودش باید باشد، تا انسان بتواند در موارد مختلف نسبت به آن مسئله و نسبت به آن قضیه بتواند تصمیم گیری كند و الّا خب درمیماند.
چرا در زمان بعد از پیغمبر مردم دنبال امیرالمؤمنین نیامده بودند؟ چون اعتقادشان اعتقاد درستی نبود، عمّار چرا یك روز تامّل كرد، فردا آمد؟ چون سفت نبوده است. اینكه یك روز تامّل كرد یعنی چه؟ خب حق معلوم است، حق علی است، ما غیر از علی مگر كس دیگری سراغ داریم. ما حالا بعد از هزار و چهارصد سال نشسته ایم و میگوییم لِنگش كن! ما الان داریم اینطور میگوییم و الّا برای خود ما هم اتّفاق افتاده است كه حتّی نسبت به بزرگان و اولیاء خدا هم شك كنیم! اتفاق افتاده است.
