
جلسه ۷۷۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نکتهها و گفتههای استاد: نکتهها و گفتههای استاد: ـ 26/5/1434
جلسه ۷۷۴
3شما این عكس بزرگان را اگر داشته باشید، من نمیخواهم تشویق كنم به عكس و اینها، خود مرحوم آقا در مرامشان این نبوده است. اینكه به عكس و تصویر و اینها [بخواهد توجه شود] ولی خواهی نخواهی این تأثیر را دارد. شما یك عكس بزرگی را در جلویتان داشته باشید خواهی نخواهی وقتی یك نگاه میكنید بعد از یك مدّت، چند دقیقه كه گذشت میبینید حالتان عوض شده است. این یك امر تكوینی است یعنی انسان بخواهد نخواهد یك همچنین حالی در او میآید، یك همچنین وضعیتی یك همچنین تغییری در او ایجاد می شود.
البته عكس یك جنبهای دارد تا یك محدودهای میتواند مفید باشد بعد در یك محدودهای اصلًا انسان نباید نگاه كند اینها بسته به حالات افراد است، در هر حالی انسان باید مقتضای آن را مدّ نظر قرار دهد و این خیلی مطلب بسیار عجیبی است كه چطور فرض كنید كه آدم میبیند كه دو نفر هستند، هر دو یك درس را خواندهاند، هر دو با هم، هم بحث هم هستند، هردو، هم درس هم هستند، هر دو یك سطح اطّلاع را هم دارند، یك معلومات را هم دارند، اما طرز فكر این دو با هم فرق میكند. قضیه چیست؟ این مطلب به كجا برمیگردد؟ كه این كتابی كه این شخص خوانده، این یكی هم خوانده، اضافه هم نخوانده ولی فرق میكنند! این بر میگردد به همان شكلگیری نفسانی او كه نفس او در ارتباط با حق و با مبداء چقدر خاضع است؟ به اطّلاعات كاری ندارد، به معلومات كاری نداریم، چقدر نفس او در ارتباط با این مسئله خاضع است؟
در آن سفری كه مرحوم حدّاد به ایران آمده بودند، من كوچك بودم ولی خب در عین حال یك خرده شیطان هم بودیم! در عین كوچكی ولی آرام نبودیم، الآن میبینم آن شیطنتها گاهی بدرد میخورد، یك چیزهایی میفهمیم. دو نفر بودند در بعضی از جلساتی كه داشتند در همین تهران آنها هم شركت میكردند و هر دو، فرد عالمی بودند و چند جلسه آمدند و تقریبا در یك سطح بودند؛ یعنی از نقطه نظر علمی در یك سطح بودند، هر چند او مال یك شهر بود، آن نفر دوم هم مال یك شهر دیگر.
