
جلسه ۷۷۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية نکتهها و گفتههای استاد: نکتهها و گفتههای استاد: ـ 26/5/1434
جلسه ۷۷۴
7ما بعد از هزار و چهارصد سال الآن داریم میگوییم: ا ... امّا اگر در آن موقع بروید گریه های انَس را در آنجا ببینید، مبارزات طلحه را ببینید، نمیدانم آفتابه آب كردنهای زبیر را ببینید، خودشان را فدای پیغمبر كردنهای این و آن را با چشم خودتان ببینید و بعد یك دفعه نگاه كنید ببینید كه خب این فرد دارد به راه خودش میرود آن دیگری دارد به راه خودش میرود، خواهی نخواهی چه تصوّری در شما پیدا میشود؟ هان!!
قضیه این است كه ما چقدر در این اعتقاد راسخ هستیم؟ كه حتّی اگر سلمان هم بر فرض محال رفت دنبال ابوبكر تكان نخوریم، بر فرض محال اگر سلمان هم رفت، فقط علی ماند، میگویند علی ماند وحوضش! فقط علی تنها ماند سلمان هم اگر رفت، خوش آمد. ابوذر هم اگر رفت، خوش آمد همه خوش آمدند، به ما چه؟!
آن بزرگان كه رفتند و به مقصد رسیدند اینگونه بودند. میرفتند پیش اساتیدشان كاری نداشتند چه كسی میآید؟ چه كسی نمیآید؟ اصلا جمعیت اتاق پر از عمر بشود، بشود! به من چه ربطی دارد؟ مگر من [مرحوم والد] به خاطر اینها رفتم كربلا منزل آن آقا؟! مگر به خاطر اینها رفتم؟! به خاطر صاحب خانه رفتم، خب صاحب خانه را هم كه میبینم، حالا هركسی میخواهد در خانه بیاید، به من چه؟ بعضیها آنجا بودند، نه! چرا این شخص نیامد؟ چرا این فرد دیر آمد؟ چرا این امروز آمد؟ چرا آن فردا آمد؟ آنها همینطور تا حالا كه زنده هستند در همان چرا چرا ماندهاند، چرا؟ چون آنها از اوّل در فكر آن صاحبالبیت نبودند، آنها صاحب البیت را با افرادی كه هستند، صاحب البیت را با چه كسانی میآیند چه كسی می رود؟ صاحب البیت را با آن فضاهایی كه در آنجا هست، صاحب البیت را با آن جریاناتی كه هست، صاحب البیت را با آن مضافٌ الیهاش با آن پسوندهایش می خواهند.
