
حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در خلقت انسان
تبیین پیوند وجودی انسان با پروردگار در عوالم پیشین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در نظام خلقت میپردازند. بحث با نقد تصورات نادرست درباره زمان و مکان آغاز شده و با تفکیک میان عالم ماده، عالم مثال و عوالم مافوق، روشن میشود که زمان امری اعتباری است که در عوالم پایینتر جریان دارد. محور اصلی بحث، اثبات این نکته است که عالم ذر نه یک واقعه تاریخی در گذشته، بلکه حقیقتِ ربطی و وجودی انسان با پروردگار است که در علم عنایی الهی تحقق یافته است. استاد با استناد به آیات و روایات، توضیح میدهند که اقرار به ربوبیت، امری فطری و نهادینه در ذات انسان است که حتی کافران و مشرکان نیز در باطن خود به آن معترفاند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که تمامی عوالم و مراتب وجودی انسان، در آن حقیقتِ واحدِ ربطی مستتر بوده و سیر کمالی سالک، در واقع پردهبرداری از این حقیقتِ ازلی و آگاهی یافتن به آن است.
حقیقت عالم ذر و جایگاه آن در خلقت انسان
4معترف بودن مؤمن و کافر به الوهیت صرفۀ ذات پروردگار در عوالم ربوبی
همانطوریكه خلقت انسان قبل از این عالم ماده در آن عوالم ربوبى بوده است، درون این خلقت انسان هم این حقیقت بوده است كه اعتراف به ربوبیت و اعتراف به الوهیت صرفه براى ذات پروردگار بدون استثناء نسبت به مؤمن و نسبت به كافر هست. این حقیقت كه در آن عالم بوده است، یك تجربۀ حسى نبوده بلکه یك واقعیت مثل سایر واقعیات بوده است.
نهادینه شدن حالات توحیدی و اقرار به ربوبیت در درون انسان
لذا در اینجا قضیه به خود این حقیقت انسان برمىگردد. ابنسینا یك رسالهاى دارد به نام رسالۀ [حَیّ بْن یَقْظان]1 ـ راجع به كیفیت تبلور حقیقت توحیدى در یك انسانى كه اصلاً با كسى ارتباطى ندارد و هیچ چیزى ندارد [صحبت میکند] قضیۀ خیلی مشهوری است منبابمثال در یك جزیرهاى پرورش پیدا مىكند و در آنجا رشد مىكند و بالا مىآید، در آنجا آن حالات توحید را در خودش مىبیند و اقرار به الوهیت را در خودش مىبیند [میگوید که] این آسمان را چه کسی درست كرده است؟! این ستارگان را چه کسی درست كرده؟! این ستارهها را چه کسی مىبرد و مىآورد؟! ماه و خورشید را چه كسى مىبرد و مىآورد؟! چرا این درختها خشك مىشوند؟! چرا دوباره سبز مىشوند؟! التفات كردید؟! اصلاً این واقعیت در درون او ظهور پیدا مىكند.
شرک مشرکین و کفر کافرین در مقام فعل، در عین اقرار باطنی به ربوبیت
لذا وقتى كه آیه مىفرماید: ﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَهُ﴾2 این دیگر نیاز به تجربۀ حسى ندارد، ﴿لَيَقُولُنَّ ٱللَهُ﴾ این اقرار به الوهیت نسبت به مشركین و نسبت به كافرین یك اقرار وجدانى و یك اقرار نفسانى است، منتها اینها در مقام فعل قائل به تعدّد آلهه و ثنویّت یا وثنیّت شدهاند. ولى نسبت به اصل مسئله همۀ اینها اقرار مىكنند، همه هم مىدانند بالأخره آن گاوپرست هم مىداند كه گاو [این عالم را] خلق نكرده است منتها گاو را وسیله و واسطه مىداند. یعنى براى اتصال به آنجا وسیله مىداند. یعنى واسطۀ فیض را آن گاو قرار مىدهد. والاّ مىداند كه این گاوى است كه اگر سرش را ببرند نمىتواند از خودش دفاع كند؟! خب این چه گاوى است كه نمىتواند از خودش حمایت كند! و همینطور آن بتپرستى كه بت را سجده مىكند، [این را میداند، منبابمثال میگوید که] چطور شد آن بت كه از چوب و سنگ و خرما هست اگر قحطى بیاید، حمله مىكنند و این بتى كه از خرما ساختهاند را شروع به كندن و تناول فرمودن مىكنند! یكى دستش را، یكى كلهاش را، یكى ... [میخورند] خلاصه هرچه رسید غنیمت است! إنشاءالله مبارك است!
- . «حَیّ بْن یَقْظان»، عنوانی مشترک که بر داستان عرفانی ابنسینا و قصه فلسفی ابنطفیل گفته میشود. داستان رسالۀ ابن سینا، حکایت رمزی سیر و سلوک نفس انسان به کمک حی بن یقظان است که به قصد یافتن پدرش(یقظان)، از بیت المقدس رهسپار سفری دور و دراز میشود. در این کتاب، نویسنده جریان تولد و رشد تدریجی حی بن یقظان را در جزیرهای دورافتاده، از جزایر هند و نزدیک به خط استوا، که در آن هیچ انسانی زندگی نمیکند، به تصویر کشیده است. این بچه را ابتدا ماده آهویی که عقاب بچهاش را شکار کرده است، تغذیه و تربیت میکند. چندی بعد که ماده آهو میمیرد، او به تنهایی و با اتکا به هوش و قوای ادراکی خود به تجربه و شناخت محیط اطراف و همچنین شناخت و ساخت وسایل مورد نیازش میپردازد. ین بچه، در مسیر یادگیری و اندیشه و شناخت جهان اطرافش از محسوسات به معقولات و از جزئیات به کلیات گذر میکند. در نهایت به تکوین اندیشه خود درباره خدا نایل میشود. (محقق)
- . سوره زمر (39) آیه 38. روح مجرد، ص 214:
«و اى پیامبر اگر تو از این مردم شرک پیشه بپرسى: چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟! میگویند: البته و البته الله آفریده است.» (محقق)
