
جلسه ۷۷۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 7/2/1434
جلسه ۷۷۳
11لذا وقتی كه آیه میفرماید وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَه ٢ این دیگر نیاز به تجربه حسی ندارد: و لَيَقُولُنَّ اللَه این اقرار به ربوبیت نسبت به مشركین و نسبت به كافرین این یك اقرار وجدانی است، یك اقرار نفسانی است، منتها اینها در مقام فعل قائل به تعدّد آلهه و ثنویت یا وثنیت شدهاند. ولی نسبت به اصل مسئله همه اینها اقرار میكنند. همه هم میدانند، بالاخره آن گاو پرست هم میداند كه گاو خلق نكرده، ولی خب گاو را وسیله و واسطه میداند. یعنی برای اتصال به آنجا وسیله میداند. یعنی واسطه فیض را آن گاو قرار میدهد. و الّا میداند كه این گاوی كه سرش را ببرند، خب این چه گاوی است كه نمیتواند از خودش دفاع كند؟ نمیتواند از خودش حمایت كند.
و همینطور آن بت پرستی كه میآید بت را سجده میكند، چطور شد آن بت كه از چوب و سنگ و خرما هست و بعد هم فرض كنید كه اگر قحطی بیاید، حمله میكنند و این بتی كه از خرما ساختهاند را شروع میكنند كندن و تناول فرمودن! یكی دستش را، یكی كلهاش را، یكی ... خلاصه هرچه رسید غنیمت است! انشاءالله مبارك است!
اینها مال ایام خوشی است! این سجدهها و این عبادتها و اینها مال ایام خوشی است. زمان ناخوشی و قحطی و اینها دیگر نه از خدا، نه از تاك نشان ماند و نه از تاك نشان1. نه خدایی در كار است و ... حمله كنید! این بت را تكه تكه كنیم ...
این قضیه، قضیهای است كه همه اعتراف به این مسئله دارند. یعنی نفس این اعتراف، خودش حكایت از این میكند كه این، یك واقعیت قرار داده شده، نه اینكه اكتسابی شده. لذا در اینجا داریم امام علیه السلام در روایات میفرمایند خداوند این را در آنها قرار داد2. نه اینكه با تجربه پیدا كردند این اعتراف به ربوبیت و اعتراف به الوهیت را. در اینها قرار داد، در فطرت اینها قرار داد.
- بودم آن روز من از طائفه دُردکشان *** كه نه ازتاك نشان بود و نه از تاك نشان
(عبدالرحمن جامى) - رجوع شود به تفسيرالميزان بحث روائى آيه ٣٠ سوره الرّوم
- بودم آن روز من از طائفه دُردکشان *** كه نه ازتاك نشان بود و نه از تاك نشان
