
جلسه ۷۷۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 7/2/1434
جلسه ۷۷۳
10حالا این قبلیتی كه ما میگوییم كه قبلیت قبل از عالم مادّه است، در عالم ذرّ، این قبلیت آیا قبلیت زمانی است؟ خب این اصلًا غلط است كه شما بگویید قبلیت زمانی. چون این عالم مادّه ادنیالعوالم معلولی است یعنی پایینترین عالم كه همان عالم مادّه و عالم شهادت هست، این عالم، میشود ادنیالعوالم نسبت به آن عوالم مافوق و این ادنیالعوالم جنبه معلولی دارد نسبت به آن عالم مافوق. این گفتگو، و این حیثیتی كه الآن در این فرد پیدا شده، همانطوری كه عرض كردیم، این یك جهتی نیست كه بر اساس تجربه حسّی ـ چنانچه مرحوم علامه در المیزان فرمودهاند1 ـ در این عالم پیدا بشود؛ نه! یك واقعیتی است كه آن واقعیت حقیقت است. حقیقت خارجی است، منتها آن حقیقت خارجی قبل از تحقق مادّه است. در همان تحقق انسانیت انسان است كه وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ2 وقتی كه آن خلقت آدم میخواهد تشكّل پیدا بكند، در آن كیفیت و در آن زمان این واقعیت در آنجا تجسم پیدا كرده و در آنجا این واقعیت خلق شده است.
همانطوری كه خلقت انسان قبل از این عالم مادّه در آن عوالم ربوبی بوده است، درون این خلقت انسان هم این حقیقت بوده است كه اعتراف به ربوبیت و اعتراف به الوهیت صرفه برای ذات پروردگار بدون استثنا نسبت به مؤمن و نسبت به كافر است.
این حقیقت كه در آن عالم بوده است، این حقیقت یك تجربه حسی نبوده. یك واقعیت بوده مثل سایر واقعیات.
لذا در اینجا قضیه به خود این حقیقت انسان برمیگردد. یك رسالهای دارد ابن سینا به نام رساله ... در آن رساله حالا اسمش را یادم رفت3. كه در آنجا راجع به كیفیت تبلور حقیقت توحیدی در یك انسانی كه اصلًا با كسی ارتباطی ندارد و هیچ چیزی ندارد و در یك جزیرهای پرورش پیدا میكند و در آنجا رشد میكند و میآید بالا، در آنجا آن حالات توحید را در خودش میبیند، و اقرار به ربوبیت را در خودش میبیند: این آسمان را كه درست كرده؟ این ستارگان را كه درست كرده؟ كه این ستارهها را میبرد؟ كه این ستارهها را میآورد؟ ماه و خورشید و اینها را چه كسی میبرد و میآورد؟ این درختها چرا خشك میشوند؟ چرا دوباره سبز میشوند؟ التفات كردید؟ این واقعیت در درون او اصلًا ظهور پیدا میكند.
- تفسيرالميزان ج ٨ ذيل آيه ١٧٢ سوره الاعراف
- سوره الحجر (١٥) آيه ٢٨
- رساله حى بن يقظان
