
جلسه ۷۷۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 7/2/1434
جلسه ۷۷۳
4خب با اینها ظاهر را درست میكنیم. همچین هم میشود درست كرد آقا كه كسی نمیفهمد. همچین درست كرد كه كسی نمیفهمد.
عمامه را درست میكند، میگذاریم روی سرمان، كاری ندارد! هركس! یا سیاه است یا سفید است، رنگ دیگری كه نداریم! قشنگ! میخواهد عمامه، نمیخواهد نه همین ریش و محاسن و تسبیح هم دست میگیریم، تسبیحهای كوچك تا بزرگ! خب كه چه میفهمد؟ اگر قرار است خدا به این چیزها نگاه كند، ریشهای ابن زیاد و عمر سعد هم خیلی دراز بود، عمامه هم داشتند! با همان عمامه آمدند پسر پیغمبر را كشتند. با همان ریش آمدند، با همان ریش آمدند پسر پیغمبر را كشتند. ریشهایشان را نزدند بیایند، نه! با همان! از ما هم ریششان بیشتر بود. نماز هم میخواندند، امام جماعت هم بودند خیر سرشان. امام جماعت بودند در كوفه، یكی از امام جماعتها هم عمر سعد بود. یكی از این امام جماعتها جناب شمربن ذیالجوشن بود! امام جماعت بود ها! من در كجا بود میخواندم؟ در یكی از همین كتابها. كه گاهی اوقات وقتی كه امام جماعت نمیآمد شمر میآمد جایش. مردم هم به او اقتدا میكردند.
شما خیال میكنید آنكه آمد در كربلا نیشش از اینجایش بیرون آمده بود؟ یا شاخ و دم و ... داشت؟ نه آقا اینها همینها بودند. همینها بودند. اگر قرار باشد خدا به ظاهر نگاه كند، همه ظاهر را میتوانند درست كنند. همه! قشنگ، منظم، مرتب، لبخند بر لبان همچین میاندازیم، همچین خیلی خوب و ...
آن وقت شما میآیید میروید در این دل، میروید در این دل میبینید در این دل چه خبر است. این را كه میتواند ببیند؟ آیا اینها میتوانند این را كه این تو است عكسبرداری كنند؟ دیگر این كار اینها نیست. این دوربینها كه دارند از قیافه ما عكس میاندازند الآن، اینها از آنچه كه در دل ماست نمیتوانند عكس بیندازند، كسی هم نمیتواند بیندازد، فقط بعضیها میتوانند بفهمند كه این چه خبر است و این چهره خندان و لبان مبتسِم، و وجه مبتسِم این در پسِ پرده چه چیزی نهفته دارد.
