
جلسه ۷۷۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 7/2/1434
جلسه ۷۷۳
19هِی من تو را این طور، من تو را این طور، و تو الان اینطور. این كه من تو را این طور خلق كردم من تو را این طور آفریدم، من به تو این را دادم، مربوط میشود به آن انسانی كه آن انسان در علم عنائی حق عله العلل برای انسانها در مراتب دیگر است. مربوط میشود به آن. كه آن حقیقت در وجود او هم تا الآن برقرار است. یزید هم میتواند راست بگوید ولی دروغ میگفت. یزید هم میتوانست آدم خوبی باشد ولی آدم بدی شد. یزید هم میتوانست خلاف نكند ولی كرد. یزید هم میتوانست، چرا؟ چون خدا او را بدون خلاف خلق كرده، او را آدم راست خلق كرده، هر شخصی كه اسم انسان بر او مترتّب است، این شخص در آن رتبه، به عنوان صادق است چون جنبه حیثیت ربطیه دارد دیگر. همه اینها حیثیت ربطیه دارند. ابوبكر هم میتوانست آدم خوبی باشد، ابوبكر هم میتوانست صادق باشد، ابوبكر هم میتوانست آدم منافقی نباشد، ابوبكر هم میتوانست آدم راستگویی باشد، ابوبكر هم میتوانست آدم عادلی باشد، او هم میتوانست حق را به حقدار بدهد؛ دنیا نگذاشت! ریاست نگذاشت، نفس نگذاشت، هوای نفس نگذاشت، آدم پا روی حق گذاشت. احساس میكرد كه دارد پا روی حق میگذارد، نه اینكه احساس نكند، نه!
همان عمر هم می توانست باشد. مگر عمر نگفت؟ مگر همین عمر نگفت وقتی كه داشتم در را فشار میدادم به حضرت فاطمه زهرا، و صدای نالهاش را شنیدم، حالت رقّت برای من پیدا شد و میخواستم فشار ندهم، ولی وقتی كه نگاه كردم به كارهایی كه علی در جنگ بدر و حنین با آن مشركین و آنها كرده، فشار دادم. مگر نگفت؟1 پس معلوم میشود عمر هم میفهمد عطوفت را، عمر هم ظلم را میفهمد، عمر هم مظلومیت را میفهمد، عمر هم رحمت را میفهمد، عمر هم عدالت را میفهمد، عمر هم ضعف و اینها را میفهمد، ولی چه؟ آن كینه، آن حقد، آن وزر و وبالی كه برای خودش جمع كرده آن نمیگذارد. آن نمیگذارد كه این را دنبال كند، نمیگذارد كه این را اعمال كند، حاكم كند.
- بحارالأنوار، ج ٣٠، ص ٢٩٤
