
جلسه ۷۷۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 4/2/1434
جلسه ۷۷۲
11صحبت از آنچه خدا به ودیعه گذاشته نیست، صحبت از این است كه وقتی انسان در این دنیا میآید با حوادث وقتی برخورد میكند، و تجربیات مختلفی میبیند خواهی نخواهی میبیند خب یك ربّی دارد، باید اقرار به توحید بكند. این یك حرف، یك حرف این است كه اگر بر فرض به حوادثی هم برخورد نكند خودش اصلًا فی حد نفسه اقرار به ربوبیت در آن هست. حرف ما این است. در خود ذات و فطرت انسان این اعتراف هست، نه این كه حالا بخواهد بیاید یك عمری تجربه كند، سرش در یك جا به سنگ بخورد، در یك جا فرض بكنید كه كلهاش خون بیاید، در یك جا فرض كنید بماند، دكتر جوابش كند و امثال ذلك، بعداً دستش برود بالا: آی!
سفره حضرت اباالفضل بیندازد و دخیلك یا اباالفضل و نمیدانم از كسی كار برنیامد و شما به دادمان برسید.
در خود وجود انسان، قبل از رسیدن به اینها، این اعتراف به ربوبی هست، منتها به واسطه شواهد و مشاغل جلوی آن پوشش میگیرد. این قضایا و حوادث میآید پرده برمیدارد، میآید آن را كنار میزند و آشكار میكند.
روی این جهت: اولًا این آیه اگر قرار است مربوط به عالم مُلك است پس هیچ ارتباطی به عالم ملكوت ندارد. شما باید عالم ملكوت را از جای دیگر اثبات كنید كه میكنید. این آیه را نمیتوانید از آن اثبات قبل از این عالم بكنید، درست شد؟
اگر این آیه را مربوط به جریان خلقت میدانید، كه یك آدمی بوده و یك هابیل و قابیلی بوده و یك حوائی ... و یك مسائلی اتفاق افتاده و ... بالاخره استصحاب هم كه میشود كرد، همان استصحاب قهقری. استصحاب قهقری كه یك استصحاب عادی و عرفی است، این استصحاب ما را میرساند به اینكه اصل نظام خلقت بر یك وتیره بوده، حالا یك استثناءهایی این وسط داشته، فرض كنید كه آن استثنائات به جای خود محفوظ.
