
جلسه ۷۷۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 4/2/1434
جلسه ۷۷۲
5همه این مفاهیم در جای خود محفوظ است، حال باید در كیفیت تصور صحبت كرد، نه در اصل و كینونیت، و تبدّل یك معنای حقیقی به معنای مجازی به خاطر بیسوادی خودمان!
حالا در اینجا، این كیف أجابوا و هم ذر؟ حضرت میفرمایند: جعل فیهم ما إذا سألهم أجابوه، وزاد فی العیاشی: یعنی فی المیثاق
در اینها چیزی قرار داده است كه اگر آنها سؤال میكردند اینها جواب میدادند. یعنی آن حقیقت واقعیهای كه آن حقیقت، علّت برای پاسخ خارجی است، آن واقعیت در درون اینها گذاشته شده، واقعاً؛ نه اعتباراً! حقیقتاً، لا تخیلًا و تصوّراً و توهّماً. واقعیت ادراك ربوبی و وحدت ربّ و وحدت إله الآن در ذات اینها قرار داده شده. وقتی این واقعیت قرار داده شده باشد، دیگر فرق نمیكند جواب بدهند یا ندهند؛ این واقعیت هست، این باور هست. آن باور در ربوبی در تكتك آنها از مؤمن تا كافر همه وجود دارد. هم در وجود و نفسِ علی بن ابیطالب وجود دارد و هم در نفس معاویه بن أبی سفیان. در همه، این واقعیت و تكوّن ربوبی و اقرار به ربوبیت در هر دو وجود دارد. اگر نداشته باشد این كه دیگر مكلف نیست! این كه اصلًا تكلیف ندارد.
همین اقرار به ربوبیت و اقرار به وحدانیت و آن اقرار، كه همان اعتراف است و همان باور است، همان باورِ وجدانی است و از اینجا معلوم میشود كه آنچه كه بر آن قلم انسان قرار داده شده به عنوان انسان، این ذاتاً موحد است، یعنی توحید در ذاتش هست، نه اینكه شرك در ذاتش باشد، و فلزش فلز شرك باشد. فلز، فلز توحید است، متریال متریال توحید است، آن تركیب سرشت، سرشت توحید است، منتها به واسطه نزول در عالم اسباب و مسببّات، آن سرشت توحید را نمیگذارند ظهور خارجی پیدا بكند. البته دیگر حالا مباحثش مباحث دیگری است، این قضیه دیگر بحثش مربوط به عالم ذر نیست، و ما فعلًا در آن قضیه صحبت میكنیم.
