اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۷۱

6
  •  این روایات كه مرحوم علّامه در بحث روایی آورده‌اند1، یكی روایت كافی است كه سندش سند صحیح است، از حمران، از أبی‌جعفر ـ از امام باقر ـ كه حضرت می‌فرمایند: إِنَّ الله تَبَارَكَ وَ تَعَالَة حَیثُ خَلَقَ الْخَلْقَ خَلَقَ مَاءً عَذْباً وَ مَاءً مَالِحاً أُجَاجاً فَامْتَزَجَ الْمَاءَانِ فَأَخَذَ طِیناً مِنْ أَدِیمِ الْأَرْضِ فَعَرَكَهُ عَرْكاً شَدِیداً فَقَالَ لِأَصْحَابِ الْیمِینِ وَ هُمْ فِیهِمْ كَالذَّرِّ یدِبُّونَ إِلَة الْجَنَّه بِسَلَامٍ وَ قَالَ لِأَصْحَابِ الشِّمَالِ یدِبُّونَ إِلَة النَّارِ وَ لَا أُبَالِی ثُمَّ قَالَ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلة شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یوْمَ الْقِیامَه إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِین2

  •  . این یك روایت است كه كیفیت خلقت افراد را حضرت بیان می‌كنند و آن میزان تحقق ایمان و ارتباط را در افراد كه كم است، زیاد است، مساوی است، مراتب مختلف ایمان به این نحوه در این‌جا در آن عالم بیان می‌شود. و در همین كافی به اسناد عبدالله بن سنان است از امام صادق علیه السلام كه عبدالله بن سنان می‌گوید: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ الله عَزَّ وَ جَلَّ ـ فِطْرَتَ الله الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها مَا تِلْكَ الْفِطْرَه قَالَ هِی الْإِسْلَامُ فَطَرَهُمُ الله حِینَ أَخَذَ مِیثَاقَهُمْ عَلَة التَّوْحِیدِ قَالَ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ وَ فِیهِ الْمُؤْمِنُ وَ الْكَافِرُ3.

  •  و این هم یك روایت است. كه همه این روایات دلالت می‌كند بر این‌كه این مسئله قبل از این عالم بوده. باز روایت‌های أصرح از این‌ها هم وجود دارد.

  •  در تفسیر عیاشی و خصائص سید رضی، اصبغ بن نباته از علی علیه السلام، قال اتاه ابن كوّاء ... ابن كواء یكی از افراد در زمان امیرالمؤمنین بود كه می‌آمد و گاهی سؤالاتی می‌كرد و سؤالاتش هم بیشتر جهات عقلی داشت.

  •  قال: یا أمیر المؤمنین، أخبرنی عن الله تبارك و تعالة، هل كلم أحداً من ولد آدم قبل موسة؟ فقال علی: قد كلم الله جمیع خلقه برهم و فاجرهم، و ردوا علیه الجواب ثقل ذلك علة ابن الكواء و لم یعرفه

    1. تفسيرشريف الميزان ج ٨ سوره الاعراف ذيل آيه ١٧٤- ١٧٢ بحث روايى ص ٣٣٨ تا ٣٤٦ طبع دارالکتب الإسلاميه
    2. الکافى ج ٢ ص ٨ حديث ١ طبع دارالکتب الإسلاميه
    3. الکافى ج ٢ ص ١٢ حديث ٢ طبع دارالکتب