
جلسه ۷۷۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 27/1/1434
جلسه ۷۷۱
3حالا آمدیم این كار را كردیم، تمام شد، حالا چه؟! حالا كه انجام دادیم، و آن نظام گذشته سقوط كرد، و دست خدا هم پشت سر قضیه و مسئله بود، حالا چه كنیم؟ نصف قضیه درست شد. آن نظام طاغوت و نظام فاسد، آن نظام رفت. نظام دستنشانده استعمار آن نظام رفت، و حالا به جایش نظام توحید آوردیم. حالا از توحید چه میدانیم؟ از امامت چه میدانیم؟ از معاد چه میدانیم؟ از معارف چه میدانیم؟ درست شد؟
ایشان میفرمودند من دیدم كه این مردم حالا كه آمدند، حالا چه دستشان هست؟ هیچ! هیچ دستشان نیست. چون یك افرادی هستند كه از یك نظامی پایشان را برداشتهاند و گذاشتهاند در یك نظام دیگر و نظامی كه آماده برای اینگونه مطالب و آماده برای نشر اینگونه مسائل هست.
حالا صحبت در این است كه چه كسی میتواند آن معارف را نشر بدهد؟ صحبت اینجاست. و اینجا بود كه من احساس وظیفه كردم، ایشان میفرمودند احساس تكلیف كردم كه بیایم معارفی كه الآن به درد این مردم میخورد و تا به حال به گوششان نرسیده بود و به گوششان این مسائل نرسیده، آنها را بیایم بگویم خب بفرمایید! شما آمدید و انقلاب كردید و از یك نظام دست برداشتید و میخواهید حالا مملكتتان را اسلامی كنید، مملكتتان را مملكت توحیدی و ولائی كنید، خب بفرمایید! این هم مبانی و این هم عقائد و اینهم آنچه را كه باید به آن ترتیب اثر بدهید.
به همین جهت بود كه من هجرت كردم و آمدم در مشهد كه زمینهای پیدا كنم برای اینكه این مسائل را خب به گوششان برسانم1.
واقعاً عجیب است. یعنی همین است! شما الآن نگاه كنید، ببینید كه افرادی كه میآیند و به ما مراجعه میكنند میگویند آقا ما مطالبی كه در كتابهای پدر شما میبینیم جایی ندیدهایم! ندیدهایم! این میشود چه؟ این میشود مستضعف دیگر!
میگوید ما جایی ندیدهایم! و این همانی است كه سالها به دنبالش هستیم و به خصوص كه حالا مدتهاست از این قضیه گذشته و این مسئله تازگی برای به اشخاص دارد.
- رجوع شودبه مجموعه مصاحبه هادررابطه باشخصيت مرحوم آقاى حاج سيدهاشم حدادرضوان الله عليه جلسه دوَم
