
جلسه ۷۷۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات نکتهها و گفتههای استاد: ـ 24/1/1434
جلسه ۷۷۰
6علی كل حال ما مكلف به این بودیم كه انجام دادیم بیاییم بگوییم. این آدمی كه آنقدر دقیق است، پول به من داده ایشان، برو این پول را به فلان شخص بده. من داشتم میآمدم طهران، یك دفعه عجله داشتم، هواپیما دارد میرود، اتفاقاً با خودشان هم بودیم، یك قضیهای داشت. من دیدم نمیتوانم به طرف بدهم، دادم یكی از رفقا برود بدهد. بعد وقتی كه آمدیم طهران در ماشین: آقا آن پولی كه به تو دادیم به فلانی دادید؟
گفتم: بله آقاجان به دستش رسیده.
ـ ازت سؤال كردم دادی یا نه؟! درست جواب بده! به دستش رسیده چیست؟ دادی یا ندادی؟
گفتم: دادم به فلانی ببرد.
ـ مگر خودم بلد نبودم به او بدهم؟
این حرف ها برای انسان راه و سلوك استها! این رعایت قضیه، كه چقدر اینها دقیق بودند!
ـ من وقتی میگویم تو بده، لابد یك قصدی دارم، و الّا میدادم یكی دیگر بدهد. منظور من صرفاً این پول دادن نیست، منظور من رعایت شئون اوست كه این رعایت شئون فقط به دست تو برآورده میشود!
توجه كردید؟! نه فقط یك پول به دستش برسد. اینها همه برای ما ادب بودها! ما را اینطوری تنبیه میكردندها! كه بفهمیم. كه الان چه كنیم.
میگفتند: تو فكر این را نمیكنی كه شاید از این كه شخص دیگری از این قضیه مطلع شده ناراحت شده باشد؟
گفتم: چرا.
گفتند: پس بنا بر این تو نباید این كار را بكنی. هرچه به تو میگویم فقط همان را برو انجام بده.
خب شما یك همچنین را آدمی كجا سراغ دارید؟ كجا سراغ دارید؟ حالا این آدم با این دقت، بیاید از دنیا برود، و راجع به بعد از خودش چیزی نگوید! اصلًا مگر امكان دارد؟ مگر امكان دارد؟ آقا یك آدمی كه فرض كنید كه دو تا كلاس سواد دارد، سه تا وصیتنامه مینویسد! الآن آدمی كه فقط پا روی بیل میگذارد وصیت نامه دارد در خانهاش! آنوقت یك همچنین شخصی با این دقت، كه رفقایی كه در زمان ایشان بودند حالا شاید از من هم بیشتر مسائل و وضعیت ایشان را در خودشان احساس كردهاند.
