
جلسه ۷۷۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات نکتهها و گفتههای استاد: ـ 24/1/1434
جلسه ۷۷۰
5یك قضیه اتفاق افتاد بعد از مرحوم آقا، و این قضیه واقعاً قضیه عجیبی بود. برای من فقط این مسئله مشكلاتی را كه در ذهن داشتم را حل كرد!1 مرحوم پدر ما خیلی در مسائل دقت داشت، خیلی در مسائل ایشان دقت داشت. دقت ایشان به حدی بود كه مثلًا حتی ما دست و پایمان را جمع میكردیم. وقتی ایشان یك كاری داشت، یك دفترچه داشت، برمیداشتآن كاری كه داشت با مداد توی آن دفترچه مینوشت، یك دو سه چهار و فرض كنید تا فردا بگوید كه آقا بروید این كارها را انجام بدهید. مثلًا ما را صدا میزد، تو برو اینها را بگو، كس دیگر را صدا میزد اینها راانجام بده، بعد به ما میگفت وقتی انجام دادید، بیایید به من بگویید كه من خط بزنم! نه اینكه بروید انجام بدهید و بروید! من همین طور فكرم مشغول است.
یك دفعه من یك كار ایشان را انجام دادم، سه روز هم گذشت! من دیگر چه میدانستم بیایم به ایشان بگویم كه آقا من رفتم انجام دادم و تمام شد دیگر! گزارش نمیخواهد دیگر! حالا بیاییم یك گزارش هم بدهیم! خب انجام دادیم.
ـ آقا من نگفتم بهت نگفتم برو آن را انجام بده.
ـ گفتم آقاجان سه روز پیش شما گفتید و من هم انجام دادم.
ـ چرا نیامدی بگویی؟ سه روز است كه فكر من مشغول است! ببینید! سه روز است فكر من مشغول است. وقتی بهت میگویم برو این را انجام بده برگرد و بگو كه من خط بزنم. تا نگفتی من این خط را نمیزنم، و این همینطوری روی میز من است و این مسئله هنوز روی میز من است و من خیال میكنم كه توانجام ندادی. خب اینها همه به صورت ظاهرشان عمل میكنند دیگر، به صورت باطن كه نمیكنند. ما چه میدانیم آنها در فضای خودشان چه هستند، آنی كه از هزارتا خیال من خبر دارد، نمیداند من انجام دادهام؟! خب این كه دیگر اگر كسی نداند من یكی كه میدانم بابا! اینها حالا روی حسابهای ظاهر خودشان است، ما چه میدانیم چه كار میكردند.
- اسرار ملکوت ج ٣ ص ٢١٣
