
جلسه ۷۷۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات نکتهها و گفتههای استاد: ـ 24/1/1434
جلسه ۷۷۰
7چطور میشود ایشان از دنیا برود و راجع به بعد از خودش وصیت نكند. بنده تا آن ثانیه آخر بالای سر ایشان بودم. سر ایشان روی دست چپ من بود كه از دنیا رفت. درست شد؟ آنوقت چطور میشود كه یك همچنین آدمی از دنیا برود و چیزی نگوید؟ این همین است! این میخواهد آن جریان ولایت مخفی باشد كه حالا هر كجا در عالم است، ما كه دیگر خبر نداریم! نمیدانم اصلًا روی زمین هست، روی زمین نیست و آن امتحانی كه قرار پیش بیاید، آن به این وسیله پیش بیاید. گرچه با یك عباراتی، فلان ... ولی خب میتوانند موقع آخر، آن شب آخر بردارد بنویسد، به همه هم بروید نشان بدهید این كاغذ را آنقدر بچرخانید و به همه افراد زیراكس كنید از آن، پخش كنید، نمیدانم ...
این چیزی نیست كه شخص از این مسئله فوق العاده به این مهمی آن هم این آدم بی اطلاع باشد، و میتوانیم بگوییم اصلًا جزو ممتنعات است. اصلًا از مسائل ممتنع است این قضیه. این میخواهد آن جریان پیش بیاید. آن قضیه امتحان میخواهد پیش بیاید. آن تقابلها بیاید، آن مسائلی كه همه در نفوس هست، همه قضایا. و آن كسانی هم كه خب خیلی راهشان، مكتبشان، نفسشان در همان راستا هست، آنها در این زمینه بیایند حركت كنند و بروند.
و شاید هم در اینجا مسائل دیگری هم شاید یك چیزهای باطنی دیگری بوده كه نباید خیلی مطالب رو بشود، ممكن است معاندینی باشند در این وسط بخواهند خراب كنند، چوب لای چرخ بگذارند و اینجا بیایند و خلاصه در صدد دربیایند. چون هست از این مسائل دیگر. یا اینكه نه، هیچ خبری نیست، یك آقایی بود و رفت و بعد هم تمام شد. این جا مسائل خیلی هست. امّا یك چیزی كه به نظر من میرسید، یكیاش این بود و دیدم این توجیه قابلی میتواند داشته باشد كه این مطلب باید رو بیاید، باید افرادی كه اینها فرض كنید كه در یك حال و هوای دیگری بودند، اینها زمینه برای بروز و ظهورشان این فراهم بشود. چطور است كه بعد از فوت ایشان بنده شنیدم كه در یك مجلسی گفته بودند: دیگر آن كسانی كه در زمان حیات ایشان دستور میدادند، دیگر حالا بروند بساطشان را جمع كنند!
