
جلسه ۷۶۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 23/1/1434
جلسه ۷۶۹
3لذا اصلًا میفرمایند شیطان خودش موحد است، در توحید شیطان شكی نیست، حالا نماز نمیخواند و روزه نمیگیرد آن یك حرف دیگر است. در مقابل خدا میایستد و انانیت به خرج میدهد و استكبار به خرج میدهد، آن یك حرف دیگر است. منافات ندارد كه یك شخص در عین حال كه قائل به توحید و ربوبیت هست باز بیاید انكار كند. مگر انكاری كه ما میكنیم و تقابلی كه ما در قبال حق داریم این ناشی از جهل ما به حقّ است؟ ابدا! یك چیز دیگر اینجا میخواهد، پذیرش ما نسبت به باور ما در چه حد است؟ تمام این افرادی كه میبینید اینها خلاف میكنند، گناه میكنند، در قبال حق میایستند این نیست كه حق را نفهمند1! خوب هم میفهمند! الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ ...2 امام رضا را مأمون بهتر از فرض كنید كه ما میشناخت. او با امام رضا حشر و نشر داشت! هارون، امام موسی بن جعفر را بهتر از ما میشناخت! معاویه علی را بهتر از ما میشناخت. چون بوده! خودش پدر سوخته سیاست است! توجه میكنید؟ آن كسی كه خودش پدر سوخته سیاست است، او میفهمد كه حق تا چه اندازه در یك شخص متبلور است. كلكهای انانیت و نفسیت را، نفسانیت را، معاویه و عمروعاص خوب میفهمند! درست شد؟ ما هنوز در مسائل سیاسی نرفتهایم، انشاءالله هم نخواهیم رفت! كه تا وقت مردن، همین بهتر است! همین چیزها بهتر است! مسائل سیاسی ... بله ... هر چیزی یك عقلی میخواهد، ما عرضهاش را نداریم ... درست شد؟
آنی كه دارد میرود میفهمد كه حق كجاست. چرا؟ نیست خودش كاملًا مظهر برای مراتب عالیه و راقیه این موقعیت میشود، به همان مقدار كه در مسائل و رموز سیاست دقّت میكند، به همان اندازه نقطه مقابلش را میفهمد. به همان اندازه. چون بالاخره این راه و روش سیاسی این برای خودش كار دارد، كلاس دارد، این فرض كنید كه دانشگاه دارد، اصلًا دانشگاهها هست در دنیا اینها دارند در این زمینه كار میكنند: چطوری وارد بشوید، چگونه با مردم حرف بزنید، در میان مردم چگونه ظاهر بشوید، چگونه تظاهر بكنید، كجا ظاهر بشوید، كجا اقدام كنید، اینها همهاش اوه! الی ماشاءالله! یك خبر را كه میخواهید نقل بكنید چگونه خبر را در روزنامه نقل بكنید! درست نتیجه عكس بگیرید! خبر یك خبری است كه یك مسئلهای را ثابت میكند، شما جوری بیاورید و جوری بپرورانید و جوری یك كلماتی به آن اضافه كنید كه خواننده كه دارد میخواند كمكم ذهنش برمیگردد: ا عجب این اصلًا یك چیز دیگر دارد میگوید! این یك قضیه دیگر دارد نقل میكند.
- رجوع شود به امام شناسى ج ١ ص ٢٣٠ و ج ٢ ص ٢٧٤ و ج ٥ ص ١٢١ و ١٢٢
- سوره البقره (٢) صدر آيه ١٤٦ و الأنعام (٦) صدر آيه ٢٠
