
جلسه ۷۶۹
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 23/1/1434
جلسه ۷۶۹
11توالد و تناسل و مقدماتش و ـ به به چه مقدمات خوبی است! ـ مقدماتش و مؤخّراتش و ماه عسل و سیره و سركه شیره و ترشی و ترشی، آخرش هم خداحافظ شما! اینها چیست؟ اینها مربوط به عالم دنیاست. عالم ذر نه عالم نمیدانم فرض كنید كه عسل بوده، ماه عسل بوده، نه ماه شیره بوده، نه ماه شربت ... اینها همه برای چیست؟ یك ابداع بوده، لذا به آن میگویند ذر، یعنی عالم اجمال مثل ذر، این ذرات و اینها از این نظر میگویند، كه عالم اجمال و عالم انتشار و پراكندگی در عین تفصیل، تفصیلش بعداً میآید به این دنیا ظهور پیدا میكند.
و لذا این آیه دلالتی بر این عالم ندارد. این ما حصل كلام از مرحوم علامه است.
البته من دیگر توضیح نمیدهم، اینجا ایشان ایراداتی نسبت به این عالم ذر دارند و مطالبی دارند كه خود رفقا بروند این را مطالعه بكنند، فقط از باب این كه بالاخره این قضیه به كجا باید منتهی بشود به آن مطالب میرسیم، سایر تفاسیر را هم میگوییم، حالا از اینجا شروع كردیم راجع به آنها، منتها این قضیه به كجا ببینیم ختم میشود.
ببینید در اینجا اشكالی كه نسبت به این مطلب وارد میشود این است كه نمیگوید كه إذ یأخذ و هو آخذ؛ بلكه إذ أخذ. إذ در زبان عربی و در بلاغت، به معنای اذكُر هست. وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ ...1 مقام مقام گذشته است. و اذ أخذ ربّک، یاد بیاور زمانی را كه خدا این كار را كرد.
گرچه مسئله مسئله ثابت و دوام است، ولی إذ در اینجا برای چیست؟ برای زمان گذشته میآید. وقتی خدا این كار را كرد، وقتی خدا این مسئله را ایجاد كرد، وقتی خدا این طور گفت، و اذ قال ربك، و وَ إِذْ قالَ عِيسَي ابْنُ مَرْيَمَ ...2 و إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ ...
البته راجع به اذا هم اگر برای مستقبل متحقق الوقوع هست، آنجا اذا را با صیغه ماضی میآورند: إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ3 كه در آنجا عرض كردیم كه دلیل این است كه اذا برای آینده هست، آینده را میآورند، منتها صیغه فعلش را، بعد از اذا ماضی میآورند كه دلالت بر تحقق كند.
- سوره البقره (٢) صدر آيه ٣٠
- سوره الصف (٦١) صدر آيه ٦
- سوره الواقعه (٥٦) آيه ١
