اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر

نقش موانع در بروز فطرت و راهکارهای سلوکی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مفهوم عالم ذر و ارتباط وثیق آن با فطرت انسانی می‌پردازند. ایشان با تکیه بر آیات قرآن و روایات، تبیین می‌کنند که اقرار به ربوبیت الهی، حقیقتی است که در نهاد هر انسانی به ودیعه گذاشته شده و همگان با این اعتراف باطنی به دنیا می‌آیند. در ادامه، بحث به این سمت هدایت می‌شود که چرا انسان‌ها در مسیر زندگی دچار شرک و کفر می‌شوند و چگونه این موانع، مانع از بروز و ظهور فطرت پاک انسانی می‌گردند. استاد با تأکید بر اینکه سلوک الی‌الله نه رفع موانع، بلکه جلوگیری از ایجاد عوائق است، به تحلیل رفتارهای اخلاقی و چگونگی حفظ این فطرت در برابر طوفان‌های زندگی می‌پردازند. در پایان نیز به پرسشی فقهی پیرامون راهکارهای محرمیت برای فرزندخواندگی پاسخ داده شده و مرز میان علقه نکاح و آثار آن تبیین می‌گردد.

فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر

6
  • به‌به! پس معلوم می‌شود آن موقع هم از این حرف‌ها بود! ما خیال می‌کردیم فقط بعضی جاهاست ولی مثل اینکه آن موقع هم ...

  • خلاصه اول رأی جناب امیر را به‌دست بیاوریم بعداً فردا بلد هستیم خودمان بپیچانیم و بچرخانیم و خلاصه پرونده را قِرَش بدهیم که این بیچارۀ مظلوم، محکوم واقع بشود. این‌هم خودش یک فنی است! هر کسی این‌طور نیست‌! یکی می‌گفت: آقا این کارها یک پدرسوختگی خاص می‌خواهد و شما اهلش نیستید! بعضی‌ها تا بخواهند انجام بدهند یک‌دفعه اصلاً لو می‌روند! نمی‌توانند! ولی بعضی‌ها را نگاه می‌کنی آخ آخ آخ از آن مارهای افعی خورده‌اند. آقا سلام علیکم!

  • ـ سلام علیکم!

  • ـ حال عالی چطور است آقا؟! مرحمت عالی زیاد و ...

  • شروع می‌کند با زبان چرب‌ونرم [صحبت کردن] و بعد شروع می‌کند با آدم [گرم گرفتن] و یک‌دفعه آدم می‌بیند از کجا خورد؟! این چطوری این را پیچاندش، این فن است‌ها! این خودش اصلاً فن‌های خاصی دارد!

  • تا امیر این را شنید، چنان کشیده‌ای در گوش این جناب قاضی و حجة‌الإسلام قاضیِ آنجا زد که عمامه از سرش چند متر پرت شد!

  • گفت: پدرسوخته من تو را قاضی کرده‌ام که تو بلند شوی بیایی از من سؤال کنی؟! همان‌جا خلعش کرد و فرستاد یکی از علمای قم که شیخ عبدالنبی نوری یا شخص دیگری بود را به طهران آوردند و دستور داد که ایشان قاضی برای [آنجا] باشد. خدا رحمتش کند. واقعاً چه عرض کنم؟! بقیه‌اش بماند.

  • وقتی آدم دارد نگاه می‌کند می‌بیند او چگونه می‌خواهد با این مسئله برخورد کند و چگونه این عائق‌ها را می‌خواهد جدا کند و چطوری می‌خواهد جدا کند؟ چطوری این موانع را می‌خواهد برطرف کند؟! من خودم دیده‌ام که بعضی‌ها این‌طور بوده‌اند، یعنی وقتی که در محل قضاوت قرار می‌گرفتند کاملاً بدون تمایل و بدون هیچ‌گونه نگرش و تمایلی و به‌نحو تساوی‌الطرفین به اصل قضیه نگاه می‌کردند و نفس خود قضیه را مورد قضاوت قرار می‌دادند. خودم چنین افرادی را دیده‌ایم که به این کیفیت و به این نحوه برخورد می‌کردند.