
فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر
نقش موانع در بروز فطرت و راهکارهای سلوکی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مفهوم عالم ذر و ارتباط وثیق آن با فطرت انسانی میپردازند. ایشان با تکیه بر آیات قرآن و روایات، تبیین میکنند که اقرار به ربوبیت الهی، حقیقتی است که در نهاد هر انسانی به ودیعه گذاشته شده و همگان با این اعتراف باطنی به دنیا میآیند. در ادامه، بحث به این سمت هدایت میشود که چرا انسانها در مسیر زندگی دچار شرک و کفر میشوند و چگونه این موانع، مانع از بروز و ظهور فطرت پاک انسانی میگردند. استاد با تأکید بر اینکه سلوک الیالله نه رفع موانع، بلکه جلوگیری از ایجاد عوائق است، به تحلیل رفتارهای اخلاقی و چگونگی حفظ این فطرت در برابر طوفانهای زندگی میپردازند. در پایان نیز به پرسشی فقهی پیرامون راهکارهای محرمیت برای فرزندخواندگی پاسخ داده شده و مرز میان علقه نکاح و آثار آن تبیین میگردد.
فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر
6بهبه! پس معلوم میشود آن موقع هم از این حرفها بود! ما خیال میکردیم فقط بعضی جاهاست ولی مثل اینکه آن موقع هم ...
خلاصه اول رأی جناب امیر را بهدست بیاوریم بعداً فردا بلد هستیم خودمان بپیچانیم و بچرخانیم و خلاصه پرونده را قِرَش بدهیم که این بیچارۀ مظلوم، محکوم واقع بشود. اینهم خودش یک فنی است! هر کسی اینطور نیست! یکی میگفت: آقا این کارها یک پدرسوختگی خاص میخواهد و شما اهلش نیستید! بعضیها تا بخواهند انجام بدهند یکدفعه اصلاً لو میروند! نمیتوانند! ولی بعضیها را نگاه میکنی آخ آخ آخ از آن مارهای افعی خوردهاند. آقا سلام علیکم!
ـ سلام علیکم!
ـ حال عالی چطور است آقا؟! مرحمت عالی زیاد و ...
شروع میکند با زبان چربونرم [صحبت کردن] و بعد شروع میکند با آدم [گرم گرفتن] و یکدفعه آدم میبیند از کجا خورد؟! این چطوری این را پیچاندش، این فن استها! این خودش اصلاً فنهای خاصی دارد!
تا امیر این را شنید، چنان کشیدهای در گوش این جناب قاضی و حجةالإسلام قاضیِ آنجا زد که عمامه از سرش چند متر پرت شد!
گفت: پدرسوخته من تو را قاضی کردهام که تو بلند شوی بیایی از من سؤال کنی؟! همانجا خلعش کرد و فرستاد یکی از علمای قم که شیخ عبدالنبی نوری یا شخص دیگری بود را به طهران آوردند و دستور داد که ایشان قاضی برای [آنجا] باشد. خدا رحمتش کند. واقعاً چه عرض کنم؟! بقیهاش بماند.
وقتی آدم دارد نگاه میکند میبیند او چگونه میخواهد با این مسئله برخورد کند و چگونه این عائقها را میخواهد جدا کند و چطوری میخواهد جدا کند؟ چطوری این موانع را میخواهد برطرف کند؟! من خودم دیدهام که بعضیها اینطور بودهاند، یعنی وقتی که در محل قضاوت قرار میگرفتند کاملاً بدون تمایل و بدون هیچگونه نگرش و تمایلی و بهنحو تساویالطرفین به اصل قضیه نگاه میکردند و نفس خود قضیه را مورد قضاوت قرار میدادند. خودم چنین افرادی را دیدهایم که به این کیفیت و به این نحوه برخورد میکردند.
