
فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر
نقش موانع در بروز فطرت و راهکارهای سلوکی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مفهوم عالم ذر و ارتباط وثیق آن با فطرت انسانی میپردازند. ایشان با تکیه بر آیات قرآن و روایات، تبیین میکنند که اقرار به ربوبیت الهی، حقیقتی است که در نهاد هر انسانی به ودیعه گذاشته شده و همگان با این اعتراف باطنی به دنیا میآیند. در ادامه، بحث به این سمت هدایت میشود که چرا انسانها در مسیر زندگی دچار شرک و کفر میشوند و چگونه این موانع، مانع از بروز و ظهور فطرت پاک انسانی میگردند. استاد با تأکید بر اینکه سلوک الیالله نه رفع موانع، بلکه جلوگیری از ایجاد عوائق است، به تحلیل رفتارهای اخلاقی و چگونگی حفظ این فطرت در برابر طوفانهای زندگی میپردازند. در پایان نیز به پرسشی فقهی پیرامون راهکارهای محرمیت برای فرزندخواندگی پاسخ داده شده و مرز میان علقه نکاح و آثار آن تبیین میگردد.
فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر
4علت مانع گذاشتن جلوی مسیر فطرت
ما میآییم جلوی این فطرت مانع میگذاریم و آن مانع عبارت از کنترل فطرت از ابراز آن ذاتیات خودش است. چون اگر بخواهد ذاتیات خودش را ابراز کند زندگی خراب میشود، مصالح دنیوی ازبین میرود، ریاسات همه ازبین میرود، تمام هواها و توقعات ازبین میرود.
راه شریعت و راه سلوک و راه مراقبه عبارت از رفع موانع است یعنی انسان موانع را بردارد و نگذارد مانع بیاید. نهاینکه فرض بکنید آن فطرت و آن نفس و ذهن را وادار کند و ایجاب بهسمت صداقت کند. فطرت خودش صادق است! فرض کنید وقتی میخواهید در یک مجلسی بروید که آن مجلسِ محاکمه است، میگویند: آقا برو دو نفر اختلاف دارند، یک زن و شوهر میآیند پیش تو و اختلاف دارند و اختلافشان را حلّ کن. نگاه میکنی میبینی یکی از اینها قوموخویش توست. نگاه میکنی با یکی از اینها حسابوکتاب داری، مراودۀ پولی داری، ارتباط و دادوستد پولی داری، با یکی از اینها همسایه هستی و هر روز در چشم همدیگر نگاه میکنید و امثالذلک. ببینید اینها یکییکی مانع است. قوموخویشی مانعٌ و عائقٌ. ارتباط روزمره مانعٌ و عائقٌ. مصالح دنیوی عائقٌ و مانعٌ. وقتی در آن مجلس میآیید، چطور در آن مجلس وارد میشوید؟! میتوانید این موانع را در پشت در بگذارید و خودتان بدون مانع وارد شوید؛ بدون مانع وارد در این مجلس برای قضاوت بشوید.
اینکه گفتهاند: قضاوت کردن کار هرکسی نیست که بیاید قضاوت کند، بهخاطر همین حرفهایش است دیگر. شما کدام قضاوت را قضاوت بیمانع دیدهاید؟! یکی را بهعنوان نمونه بگویید، من آن را قاب کنم در اتاقم بگذارم که این قضاوت، قضاوتِ بیمانع و بیعائق بود، بدون پوشش و ستر بود!
امیرکبیر صدراعظم جناب ناصرالدینشاه بود. بله، اگر هم صدراعظمی بود، همانها بودند! البته نمیگوییم که کار اشتباه نمیکردند، چرا امیرکبیر هم یک کارهایی میکرد که چنان [مناسب نبود] ولی خب علیٰکلّحال یک کمی و مختصری فرق داشت با آنچه را که [داریم مشاهده میکنیم]!
