
فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر
نقش موانع در بروز فطرت و راهکارهای سلوکی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مفهوم عالم ذر و ارتباط وثیق آن با فطرت انسانی میپردازند. ایشان با تکیه بر آیات قرآن و روایات، تبیین میکنند که اقرار به ربوبیت الهی، حقیقتی است که در نهاد هر انسانی به ودیعه گذاشته شده و همگان با این اعتراف باطنی به دنیا میآیند. در ادامه، بحث به این سمت هدایت میشود که چرا انسانها در مسیر زندگی دچار شرک و کفر میشوند و چگونه این موانع، مانع از بروز و ظهور فطرت پاک انسانی میگردند. استاد با تأکید بر اینکه سلوک الیالله نه رفع موانع، بلکه جلوگیری از ایجاد عوائق است، به تحلیل رفتارهای اخلاقی و چگونگی حفظ این فطرت در برابر طوفانهای زندگی میپردازند. در پایان نیز به پرسشی فقهی پیرامون راهکارهای محرمیت برای فرزندخواندگی پاسخ داده شده و مرز میان علقه نکاح و آثار آن تبیین میگردد.
فطرت توحیدی و جایگاه آن در عالم ذر
3راه سلوک راه جلوگیری از ورود مانع نه رفع موانع
این که عرض میکنم واقعاً مسائل بسیار عجیب و اخلاقی در این قضیه وجود دارد؛ در این مسئله و قضیۀ اقرار به ربوبیت و اقرار به توحید وجود دارد، معنایش همین است. همۀ گیر ما فقط همین است که در طول 24 ساعت دائم در حال ایجاد موانع هستیم، نه در راه رفع موانع چون اصلاً مانعی نیست بلکه ما مانع را ایجاد میکنیم.
راه سلوک، راه رفع موانع نیست بلکه راه جلوگیری از ورود مانع است! فطرت انسان مانعی برای بروز و ظهور ندارد. مقتضای طبع فطرت و مقتضای طبع عقل وصول به حقیقت است. نفس فطرت و نفس عقل و نفس وجدان، این نفسش و اقتضایش وصول به این حقیقت است. نفس ماء سَیلان است؛ الماء سائلٌ. برای عدم سیلان مانع میآورند، فرض کنید که این آب دارد از آنجا میآید، تخته میگذارند، در میگذارند، سنگ میگذارند که آب جلو نیاید و حرکت نکند. نفس ماء این سیال است، سیلان است، خود نفس ماء. نفس نار، حرارت است. برای اینکه حرارت نار را محدود کنند عائق میگذارند والاّ عائق را هیچوقت وسیله برای انتشار نار که قرار نمیدهند، خود نار فیحدّنفسه دارای حرارت است. خود ماء فیحدّنفسه دارای سیلان است. خود هوا فیحدّنفسه دارای انبساط است و دارای بساطت است.
پس بهطورکلی نفسِ فطرت، خودش وصول به حقیقت است و هیچ نیاز نیست شما به کسی بگویید که بنشین فکر کن ببین خدایت کیست! خدا را در درون احساس میکنیم. میگویند: پرده را از جلوی فطرتت بردار. تو جلوی فطرتت پرده گذاشتی، مانع گذاشتی. پرده را از جلوی فطرتت بردار تااینکه دروغ نگویی. نهاینکه به فطرتت فشار وارد کن و إعمال رویه کن و با تأمل باعث شو که فطرت تو صداقت ابراز کند.
فطری بودن صداقت
صداقت از وجود فطرت و ذاتی آن است و ذاتی هم که لا یعلّل است. خود فطرت، مقتضای ذاتش صداقت است. مقتضای ذاتش صفا و بیغلّوغش بودن و صاف بودن و وفا داشتن است.
