اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۶۸

9
  •  ا! تو كه داری در می‌روی به فكر این نیستی كه اگر قرار است آن گرگ حمله كند، می‌آید سراغ امام باقر ـ یا امام صادق فكر كنم. البته در مورد هر دو نوشته‌اند. در مناقب ابن شهرآشوب هم هست1. ـ گذاشتی دربروی! كجا داری درمی‌روی؟ تو می‌خواهی دربروی یعنی امام را در این‌جا تنها می‌گذاری خودت بروی در جایی پناه ببری ... پناه ببری ... بعد وقتی كه رفتند كنار و از آن دور داشتند نگاه می‌كردند با دوربین ـ نمی‌دانم دوربین بوده آن موقع یا نه؟! ـ داشتند نگاه می‌كردند حالا این امام با این جناب گرگ دارد چكار می‌كند؟ دیدند گرگ آمده و دستش را آورده بالا به آن اسب و استر حضرت و انگار دارد صحبت می‌كند. یك نفسی كشیدند و یك خرده این دلشان آرام، آرامشی برایشان پیدا شد و بعد یواش یواش ـ تند هم نه‌ها! ـ یواش یواش این‌ها آمدند جلو، آمدند آمدند آمدند و تا رسیدند به حضرت و نزدیك شدند و باز هم دور ایستادند و دیدند گرگ بیچاره سرش را انداخت، باز رفت بالای كوه.

  •  حضرت یك نگاهی كردند: بلند شوید بیایید! بلند شوید بیایید بابا خبری نیست!

  •  عجب شیعیانی ما داریم!

  •  البته این را نگفتندها! من دارم می‌گویم. زبان حال است این‌ها! جزو زبان‌حال شما بدانید! این‌ها گفتند عجب شیعیانی! می‌گذارند در می‌روند! اقلًا نمی‌ایستند اگر این گرگ خواست به ما بپرد دفاع كنند! چون بالاخره یا می‌پرد یا نمی‌پرد دیگر! اگر نپرد خب چرا درمی‌روی؟ اگر می‌پرد خب بایست از امامت دفاع كن! (این رامن می گویم) یابن رسول الله! یابن رسول الله!

  •  گفتند: عجب! چیز عجیبی دیدیم! دیدیم گرگ داشت با شما صحبت می‌كرد!

  •   ـ بله بله! از این چیزهای عجیب زیاد می‌بینید ولی شما آدم بشو نیستید! از این چیزهای عجیب هرچه می‌بینید ...

  •  این زبان حال است! یك وقت نیایید بگویید كه امام گفته! امام صادق كه نمی‌آید بگوید شما آدم بشو نیستید! بنده می‌گویم! ما آدم بشو نیستیم از این چیزهای عجیب هرچه ببینیم! چون خیلی كار خراب است، لذا به این زودی درست بشو نیستیم و آدم نمی‌شویم.

    1. المناقب ج ٤ ص ٣٨٣