
جلسه ۷۶۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 19/1/1434
جلسه ۷۶۸
4پس به طور كلی نفسِ فطرت خودش وصول به حقیقت است. هیچ نیاز نیست شما به كسی بگویید بنشین فكر كن ببین خدایت كیست!
خدا را در درون خود ما احساس میكنیم. میگویند پرده را از جلوی فطرتت بردار. تو جلوی فطرتت پرده گذاشتی، مانع گذاشتی. پرده را از جلوی فطرتت بردار تا اینكه دروغ نگویی. نه اینكه به فطرتت فشار وارد كن و اعمال رویه كن و با تأمل باعث بشو كه فطرت تو صداقت ابراز كند.
فطرت، صداقت از وجودش است، و ذاتیاش است، و ذاتی كه لا یعلّل است1. خود فطرت مقتضای ذاتش صداقت است. مقتضای ذاتش صفا و بیغلّ و غشی و صاف بودن و وفا داشتن است. ما میآییم جلوی این فطرت مانع میگذاریم و آن مانع عبارت است از كنترل فطرت از ابراز آن ذاتیات خودش.
چون اگر بخواهد ذاتیات خودش را ابراز كند زندگی خراب میشود، مصالح دنیوی از بین میرود، ریاسات همه از بین میرود، تمام هواها و توقعات از بین میرود. درست شد؟
راه شریعت و راه سلوك و راه مراقبه، عبارت است از رفع موانع، یعنی انسان مانع را بردارد و نگذارد مانع بیاید. نه اینكه فرض بكنید كه آن فطرت را و آن نفس را و آن ذهن را وادار كند و ایجاب كند به سمت صداقت. فطرت خودش صادق است. همین قدر كه شما وقتی كه میخواهید بروید در یك مجلسی كه آن مجلس مجلسِ محاكمه است، میگویند آقا برو یكی دو نفر میآیند پیش تو اختلاف دارند، یك زن و شوهر میآیند پیش تو و اختلاف دارند، و اختلاف را حلّ كن. نگاه میكنی میبینی یكی از اینها قوم و خویش توست. نگاه میكنی با یكی از اینها حساب و كتاب داری، مراوده پولی داری، ارتباط و داد و ستد پولی داری، با یكی از اینها همسایه هستی، با یكی از اینها ... در چشم همدیگر هرروز نگاه میكنید، با یكی از اینها شما ... ولی با آن یكی حالا فرض كنید با شوهر نه، با آن زن نه. یا اینكه فرض كنید یكی قوم و خویش است و آن یكی نیست و امثال ذلك.
- الله شناسى ج ٣ ص ١٦٥
