
جلسه ۷۶۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 19/1/1434
جلسه ۷۶۸
2علم و صحبت از ذرّ نیست، صحبت از همان اصولی است كه خدای متعال در فطرت هر انسانی به ودیعه گذاشته و همان اصل مودَع در فطرت انسانی حاكم به مقام ربوبیت و مقام توحید است كه و لئن سألتهم من خلق السماوات و الأرض اشاره به همین قضیه است. یا فرض كنید كه وقتی امام صادق علیه السلام به آن شخص ملحد میگویند آیا شده كه تا به حال سوار سفینه شده و بر سفینه، در بحر حركت كرده باشی وطوفان آمده باشد؟
میگوید: بله
بعد میفرمایند: اتفاق افتاده كه دیگر امید و امنیه تو از همه وسائل و وسائط منقطع شده باشد؟ در آنجا قلب و ذهن و نفس و روح تو به چه چیزی تمایل دارد؟ آن چیزی كه به آن متمایل است و از همه چیز دست برمیدارد، آن همان نقطه توحید است، كه آن نقطه توحید، در نفس هركسی هم وجود دارد1. همه این را میفهمند و همه این را ادراك میكنند و این خیلی مسئله مهمی است. حالا انشاءالله بعداً اگر خدا بخواهد در طول مباحث این قضیه، خواهیم گفت كه چه نكات اخلاقی از این مطلب انسان میتواند انتزاع كند و استخراج كند و در زندگی خود و در ارتباط با خدای متعال و دیگران میتواند آن مطالب را به منصه ظهور دربیاورد.2
در اینجا قضیه به خود فطرت انسان و فطرت توحیدی برمیگردد كه آیه قرآن در اینجا بنا بر این تفسیر، دارد كه: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّک مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ، یعنی از پشتهای اینها و از این نسلهای اینها، خداوند این اقرار و اعتراف را گرفت، یعنی هركسی از هر نسلی از نسل بنیآدم كه در این دنیا بخواهد ظهور پیدا كند، همراه با این اقرار نفسی و اقرار باطنی و اعتراف باطنی بر مقام ربوبیت، به این دنیا قدم میگذارد و همراه با این اعتراف به این دنیا وارد میشود، حالا یا با این اعتراف باطنی هم عمل ظاهری و فِعال او، تصرفات او هماهنگ و موافق است، این میشود موحّد. یا اینكه با این فطرت باطنی این عمل و فعال او موافق نیست.
- کتاب التوحيد باب ٣١ حديث ٥ للشيخ الصدوق رضوان الله عليه طبع النشرالإسلامى- قم
- رجوع شود به مقدمه رساله طهارت انسان صص ٢١ تا ٣٣
