
جلسه ۷۶۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات 19/1/1434
جلسه ۷۶۸
11تلمیذ: عقد پدر شوهر؟
استاد: زن پدر دیگر! میشود زن پدر، دیگر محرمیتش مؤبّد است.
تلمیذ: من گفتم نظرآقا این است كه این عقد به عنوان محرمیت را قبول ندارند.
استاد: نه، محرمیت نیست، عقد واقعی! چرا عقد محرمیت؟! عقد محرمیت ما نداریم، درست است. ما اصلًا عقدی به نام محرمیت نداریم. عقد عقد واقعی است، یعنی علقه نكاح. از آثار آن علقه نكاح، محرمیت است. محرمیت یكیاش است، استمتاع یكیاش است، جواز وطی یكیاش است، حالا اینها همه از آثار است. هركدام از این آثار قابل رفع است، با اشتراط در آن. فرض كنید كه ممكن است دو نفر با یكدیگر ازدواج كنند و شرط بگذارد ـ زن یا مرد ـ شرط عدم استمتاع بكنند، آن اشكال ندارد.
تلمیذ: وقتی شخص قابل نباشد چه؟ بچه یا طفل باشد.
استاد: احسنت! همین! به همین دلیل، به همین دلیل كه لازمه ذاتی عقد كه بدون آن لازم است خود عقد منعقد نمیشود، مسئله استمتاع نیست. استمتاع در صورت استعداد ظرف است. مسئله علقه نكاح امرٌ وراء استمتاع و عرض كنم حضورتان كه سائر توالی مترتّب بر عقد است. لذا ممكن است كه بچه شش ماهه را یكی به عقد خودش دربیاورد، یا به عقد یكی دربیاورد. مثلًا فرض كنید كه ولیای هست، این عقد میكند كه این دیگر مثلًا بماند، به خاطر مصالحی. در حالتی كه نه این بچه چهارساله است، نه این چیزی اصلًا میفهمد، آن هم كه اصلًا دختر یك ساله است و یا امثال ذلك.
خب این عقد باطل است؟ چون حالا این طفل غیر مستعد برای نكاح است؟ این نفس عقد امرٌ آخر، یعنی یك مسئله، یك نحوه ارتباط وعلقهای است كه بین دو فرد به واسطه اجراء عقد و انشاء آن علقه حاصل میشود. لذا میگویند این زن آن است ـ در حالی كه این یك سالش است ـ ولی میگویند این زن آن است، و دیگر كسی نمیتواند روی این دیگر حرف بزند، یعنی دیگر مال آن است، یا آن دیگر شوهر این است. و بر این قضیه مسائلی مترتب میشود، مثلًا ارث مترتب میشود، فرض كنید كه خیلی از امور. اگر این بچه كه الآن كه این شخص شوهر او است، بمیرد و این بچه املاك دارد، ملك دارد، مال دارد، فلان دارد، این به همین بچه دیگر میرسد.
