اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۶۸

1
  • مسئله ذر و عالم ذر، در روایات

  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  مسئله ذر و عالم ذر، این مسئله‌ای است كه در روایات نسبت به این قضیه مطالبی آمده و درك آن روایات قدری مشكل است1.

  •  از آن طرف می‌بینیم بزرگان نسبت به مسئله ذر تعبیر دیگری دارند كه آن تعبیر شاید در راستای توجیه روایات هست، ولی باز نسبت به آن‌چه را كه مفهومِ برای اذهان هست، نسبت به آن مطلب هنوز به طور دقیق بیان نشده. و به طور كلی قضیه عالم ذر، با قضیه لوح محفوظ و عالم تقدیر و مشیت، با هم پیوند خورده و ارتباط و علقه وثیق دارد؛ و بدون التفات به آن قضیه، مسئله عالم ذر را ما نمی‌توانیم جداگانه مورد بررسی قرار بدهیم.

  •  آیه‌ای كه در قرآن نسبت به این مسئله دلالت می‌كند، البته تا آن‌جایی كه یادم هست. خیلی وقت پیش یادم هست مرحوم علامه در تفسیر المیزان به یك نحوی ایشان معنا كرده‌اند كه شاید با بعضی از تعابیر این نحوه صحبت فی الجمله منافاتی داشته باشد. در آن‌جایی كه می‌فرماید وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلي أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلي ...2 این اقرار در آن‌جا تعبیر شده به همان كیفیت خلقت انسان، كه چگونه انسان در فطرت خودش و در وجدان خودش اقرار به مقام توحید و ربوبیت دارد. در قرآن نسبت به این مسئله آیات دیگری هم هست. وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَه فَأَنَّي يُؤْفَكُونَ3 كه با این‌كه این‌ها مشرك هستند و كافر هستند ولی در عین حال وقتی به فطرت خودشان مراجعه می‌كنند مطلب را جور دیگری ارزیابی می‌كنند. مرحوم علامه ـ این تا آن‌جایی كه یادم هست. حالا من دوباره برای بحث فردا مراجعه می‌كنم تا این‌كه به طور دقیق‌تر بگویم ـ یك وقتی من این‌جا را می‌دیدم ـ خود رفقا هم خوب است این بحث را در تفاسیر ببینند؛ بالاخره این یك مسئله‌ای است كه مربوط به آیات می‌شود، روایاتش هم كه باید بررسی بشود ـ این مسئله را به یك نوع اعتقاد قلبی و به یك نوع قضاوت فطری و وجدانی و حسّی تعبیر می‌كردند [نظرمرحوم علامه طباطبایی در این آیه این است كه آیه اشاره به بُعد ملكوتی انسان از جهت ارتباط او با علم غیب دارد، رجوع شود به المیزان ج ٨ ذیل آیه ١٧٢ سوره اعراف. و امّا نظریه ذكر شده توسط استاد دام ظله، نظریه صاحب تفسیر نمونه و مرحوم آقای مروارید علیه الرحمه است و در كتاب تنبیهات حول المبداء و المعاد ص ١٠٩ به این نكته اشاره كرده‌اند و ایشان نظریه علامه را در ص ١٣٨ رد كرده‌اند وآیت اللَه جوادی آملی نیز در تفسیر موضوعی خود ج ١٢ قائل به همین معنی هستند و در ص ١٢٦ نظریه علامه طباطبایی را نقل و در ص ١٢٩ آنرا نقد می‌كنند.]

    1. رجوع شود به تفسير شريف الميزان ج ٨ ص ٣٣٨ تا ٣٤٦ بحث روايى ذيل آيات ١٧٢ تا ١٧٤ سوره الاعراف، طبع دارالکتب الاسلامية
    2. سوره الاعراف (٧) آيه ١٧٢
    3. سوره العنکبوت (٢٩) آيه ٦١ و ٦٣ و لقمان (٣١) آيه ٢٥ و الزمر (٣٩) آيه ٣٨ و الزخرف (٤٣) آيه ٩