
جلسه ۷۶۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات شروع بحث عالم ذرّ ـ 14/12/1433
جلسه ۷۶۷
8این مرگ مغزی تا اتفاق میافتد، میگویند همه فامیل بیایند. این كه میگویند همه فامیل بیایند یعنی چه؟ یعنی مقصد مشخص است، سیر قضیه مشخص است، اگر یك وقتی بچهاش خارج هست، میگویند زود صدا كنید بیایند، زود صدا كنید بیایید یعنی چه؟ یعنی مسئله مشخص است كه دارد به چه سمتی دیگر میرود. یا فرض كنید: هركس ندیده بیاید ببیند.
تلفن میكنند میگویند: از ما یك وقتی گلایه نكنید.
اینها همه چیست؟ یك دفعه میبینید یك وقتی صبح بلند شد گفت: گرسنهام است صبحانه بدهید! همه جیغ میكشند! این كه جیغ میكشند: وای چه شد!
البته بعضیها ممكن است ناراحت بشوند! ممكن است بگویند عجب! ای بابا دلمان را صابون زدیم این میمیرد، یك دفعه بلند شد زنده شد، مثل اینكه، این میخواهد ما را كفن كند! تا ما را كفن نكند ...
اینی كه یك دفعه فرض كنید مثلًا عجب با یك حالت تعجبی میگویند، این چیست؟ این همان بداءست! همان بدایی كه در روایات داریم، در احادیث داریم، در آیات قرآن حتی داریم1، این همان است. یعنی تصور یك امری كه نسبت به آن امر شك و شبههای برای فردی نیست.
مقام و منزلت حضرت سید محمد پسر امام هادی، به حدّی بود كه هركسی كه در مدینه بود میگفت جانشین امام هادی حضرت سید محمد است. یعنی به یك همچنین وضعیتی بود. اولًا برادر بزرگتر بودند و وضعیتشان، جلالتشان، كراماتی كه از ایشان نقل میشود، خوارق عاداتی كه از ایشان پیدا میشود، و شاید هم، قطعاً، شاید نه، خواست خدا بوده بر اینكه حضرت عسكری یك همچنین بروز و ظهوری نداشته باشند به خاطر مسائل و مطالبی كه شاید نسبت به قضایای خلفا به این كیفیت بوده.
وضعیت حضرت سید محمد به این كیفیت بوده كه الآن همه افراد میگفتند كه این بعدش امام است.2
حضرت هادی میتوانستند بگویند نه نیست دیگر، هركس میآید، یا حضرت سكوت میكردند، می خندیدند، تبسم میكردند، جواب نمیدادند. فقط شاید یك عده خاصی می دانستند.
- سورة المائدة (٥) آيه ٦٤ و الرعد (١٢) آيه ١١ و ٣٩ والرحمن (٥٥) آيه ٢٩
- منتهى الآمال ج ٢ فصل ششم ص ٦٨٧ طبع مؤسسه انتشارات هجرت- قم
