
جلسه ۷۶۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات شروع بحث عالم ذرّ ـ 14/12/1433
جلسه ۷۶۷
13تا به حال گیر میدادها! تا به حال نمیگذشتها! مشكل بود برایش، سخت بود! چه شد؟ ملائكه آمدند انگولك كردند!
فاکتبنی من السعداء، بیا حالا در سعداء، شد از سعداء.
لذا میبیند دیگر در این سال ـ البته حالا دیگر باید همت هم داشته باشد ـ در این سال میبیند فرق میكند، راحت است، حالش تا سال قبل فرق میكند. انگولك ملائكه است! آنها آمدهاند خلاصه یك پیچهایی را سفت كردهاند، یك پیچهایی را شل كردهاند، یك پیچهایی را اضافه كردهاند، یك پیچهایی را برداشتهاند. اینها آمدهاند فیزیك و متافیزیك را با هم مچ كردهاند، درستش كردهاند تا اینكه بتواند این دفعه این راه را برود.
مرحوم پدرمان میگفتند كه آن زمانی كه ما انقلاب را شروع كردیم در سنه چهل و دو، همراه با آقای خمینی بودند، ایشان و آقای خمینی و عدهای بودند. بله. مرحوم علامه طباطبائی بودند، مرحوم آیت الله سید محمد هادی میلانی در مشهد بودند، مرحوم مطهری، خیلیها بودند.
و میگفتند تصور ما ابتدائاً این بود كه اوّل كسانی كه ما را تأیید میكنند، و اوّلین كسانی كه ما را مساعدت میكنند و استقبال میكنند، طائفه اهل علمند. اینها دیگر باید اوّلین باشند. اینها همینهایی هستند كه قال الصادق و قال الباقر خواندهاند، اینها همینهایی هستندكه مردم را در مساجد تبلیغ میكردهاند، امام جماعت بودهاند، بسیار خب دیگر باید اوّلین كسی باشد، اوّلین گروهی باید باشند كه بیایند و قدم جلو بگذارند و همه چیزشان را بگذارند: مال، جان، عمر، و همه ...
بعد میفرمودند كه: وقتی یك مدّت گذشت، متوجه شدیم تنها كسانی كه چوب لای چرخ ما میگذارند و سنگ جلوی پا میاندازند طایفه اهل علمند! هیچ كسی جلوی ما سنگ نینداخت، حتی میگفتند ارتشیها، حتی نظامیها، حتی فرض كنید كه پاسبانها، حتی بیحجابها! حتی افرادی كه آنها خیلی نسبت به مسائل التزام ندارند و چه ندارند و ... امّا این افراد آمدند، و كمر ما را شكستند!
