
جلسه ۷۶۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات شروع بحث عالم ذرّ ـ 14/12/1433
جلسه ۷۶۷
12ـ دیگر آنجا حرام نیست!
هان! يوحون! برایش استدلال میآورند! برایش دلیل شرعی درست میكنند!
هان! مردتیكه اگر این قضیه مربوط به خودت هم نبود اینطور استدلال میكردی؟ هان همینطور؟ یا نه! استدلالش جور دیگری بود؟ یقهات را هم پاره میكردی! یقهات را هم برای این قضیه پاره میكردی؟
درست شد؟ وقتی كه در شب قدر میگوییم خدایا اگر مرا از اشقیا قرار دادی یعنی این. یعنی اگر الآن نفس من یك نفس آبی از پذیرش حق است، خدایا همین امشب بیا عوضش كن، نفس متقبّل حق به جایش بگذار. تا حالا نفس نفسِ آبی است، بک یا اللَه را میگوید، ولی شیطان است! زیر هر مویش یك شیطان است. دروغ میگوید بک یا اللَه، دروغ میگوید الهی بمحمد، دروغ میگوید الهی بفاطمه. دروغ دارد میگوید. الهی بفاطمه، بعد هم بروی آن كارها را هم بكنی؟ الهی بعلی بعد هم بروی آن كارها را بكنی؟ هان؟ این است؟!
لذا در آن شب قدر میگوید خدایا اگر من از جمله اشقیاء هستند بداء حاصل كن، عوض كن، این نفسی كه تا به حال نفسی بوده كه فقط جایی كه مصلحتش بوده آنجا حق را گفته، آنجایی كه به ضررش بوده دیگر نگفته، این نفس را برگردان، امثال جور دیگر قرار بده. آنجایی كه به مصلحت و به ضررش است هر دو به حق بگوید. یعنی جایی كه بر منفعت و بر خلافش هست هر دو این را بگوید. پس آن هم میشود در شب قدر هم میشود چه؟ آن هم بداء!
ملائكه نگاه میكنند ا اینكه تا به حال اینطور بود، بنویس جزو اشقیا. مثل آنی كه میگوید الآن دارد میمیرد دیگر، دارد میمیرد دیگر، یك دفعه میبینید آقا زنده شد.
این را هم بنویسیم جزو اشقیا، این وضعیتش این است، نفسش این است، حالتش این است خدایا، بعد خدا میگوید نه، چون خودش واقعاً استنابه كرده، واقعاً ملتجی شده، واقعاً البتهال كرده بر گردانیدش. حالت را برگردانیدش. آن ملائكه میآیند آن نفس را برمیگرداند، آدم میبیند عجب! باز شد! بساط پیدا كرده. دیگر میبینید راجع به این قضیه تا به حال گیر میداده، اصلًا میگذرد!
