
جلسه ۷۶۷
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية عالم ذرّ در آیات و روایات شروع بحث عالم ذرّ ـ 14/12/1433
جلسه ۷۶۷
11در شب قدر داریم كه خدایا اسم مرا در اشقیا نوشتی، امشب آن را محو كن، اکتُبْنِی مِنَ السُّعَداءِ1، این قضیه چطور میشود؟ این در همان راستاست. یعنی من در این وضعیتم، حالم، آنچه كه از من مشاهَد است و ملائكه از من میبینند اشقیاست، در زمره اشقیاست، حالم، خصوصیتم، حالم ...
خیال نكنید حتماً شقی یكی است كه یك نیش از اینجایش درآمده باشد و یكی هم از اینجا! نه! اینطور نیست! شقی، آن كسی است كه ریش دارد تا اینجا! دو وجب!
اینهایی كه رفتند امام حسین علیه السلام را به قتل رساندند و همه را، اینها ریشتراش نبودند! سه تیغه نكرده بودند بر صورتهایشان ادكلن هم بمالند و پارافین و از این ادكلن مدكلن و ... نه بابا! اینها یك وجب ریش داشتند! ولی زیر هر موی ریششان یك شیطان خوابیده بود! یك شیطان، در زیر هر موی محاسنشان خفته بود، و بیدار بود! خفته بود یعنی استقرار پیدا كرده بود، اجاره كرده بود، اصلًا رفته بود آنجا مالك شده بود2! اجاره كه ...
و از همانجا به اینها خط میداد. فركانس میداد، نمیدانم علامت میداد. ... وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلي أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ ...3 این است. برو این كار را بكن، برو آن كار را بكن، این را قبول نكن، این حرف را قبول نكن، عقل از آن طرف میگوید چرا قبول نكنم؟ آخر این چه گناهی كرده؟
از آن طرف میگوید: خب تو میخواهی بمانی یا نمیخواهی بمانی؟ مصلحت دنیایی تو چه اقتضایی میكند؟ هان! ليوحون! هی به او میرسانند! مصلحت نظامت، این چه اقتضایی میكند؟ میخواهی نظامِ دنیایت دیگر، نظام دنیایت!
ـ خب این چه گناهی كرده؟ چرا به او دروغ میبندی؟
ـ باشد! الآن این مترتب بر این است، مترتب بر دروغ است، خب اشكال ندارد! وقتی من میدانم خودم بر حقم، عیبی ندارد یك دروغی را به یكی ببندم!
ـ ا؟! عجب! بر حق بودن تو بر دروغ بستن بر شخص دیگری متكی است؟ این كجایش حق است؟ این كجایش حق میشود؟ برای این كه این مصلحت انجام بشود باید آن عمل خلاف و حرام انجام بشود4؟
- الإقبال ص ٣٧٩ الباب السابع و العشرون فيما نذکره من زيادات و دعوات فى الليلة الثالثة و العشرين منه
- رجوع شود به امام شناسى ج ١٦ و ١٧ ص ١٩٣ و ٣١٠ و ٣١١
- سوره الانعام (٦) آيه ١٢١
- رجوع شود به روح مجرد ص ٤٥٩ و امام شناسى ج ٧ ص ٣٥ تا ٤٠ و معاد شناسى ج ٣ ص ٢٨٢ و ٢٨٣ و ولايت فقيه ج ٤ ص ٢٢٧ و تفسير شريف الميزان ج ٤ ص ١٦٦ کيف ظهرت الدعوت الاسلامية و ج ٦ ص ٣١٥ کلام فى الادب فى فصول، ادب الانبياء مع الناس
