اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 6/12/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۶۶

8
  •  این‌جاست كه ما كلام امیرالمؤمنین علیه السلام و روایاتی كه دلالت بر ثبوت می‌كند، و دلالت بر یك كون استمراری در وجود می‌كند، نسبت به ذات پروردگار، و نسبت به مقام علم حق و مقام علم عنائی حقّ، دیگر برای ما روشن می‌شود كه هیچ تغییری و تحولی در ذات پروردگار نمی‌تواند وجود داشته باشد، ذات پروردگار همان‌طوری كه یك امر مستمرّ ـ حالا مستمر بگیریم به معنای كون، نفس الكون، نه به معنای استمرار كه به معنای تحقق باشد چون وقتی شما زمان را از ذات بردارید دیگر در این‌جا استمرار معنا ندارد.

  •  استمرار به آن حدثی گفته می‌شود كه آن استمرار، زمان ماضی و حال و آینده دارد، مثل ضرب، مثل اكل، مثل نوم، از یك جا نوم شروع می‌شود و به یك جا ختم می‌شود، شخص بلند می‌شود پنج ساعت می‌خوابد، شش ساعت می‌خوابد، چهار ساعت می‌خوابد. یك ابتدایی دارد و یك انتهایی دارد. حالا اگر شخصی یك نوم ممتد داشته باشد دیگر اوّل نداشته باشد دیگر مستمر اطلاق نمی‌شود، این نوم برای خود او ثابت خواهد بود. ذات پروردگار همانطوری كه در ذات خود جنبه ماضوی و جنبه استقبالی ندارد، همین‌طور آن علم پروردگار نسبت به ذات نیز، آن علم هم جنبه گذشته و حال و آینده هم ندارد. چون آن علم علم لازمه ذات است و چگونه ممكن است كه ذات در مرحله‌ای از مراحل و مرتبه‌ای از مراتب و برهه‌ای از برهه‌ها، فاقد مقام علمیت خودش باشد؟ این مُستحیل است.

  •  مثل این‌كه ذات در یك مرتبه از مراتب فاقد قدرت باشد؛ این مستحیل است. فاقد علم باشد، این مستحیل است. این اوصاف و این اسماء، لازمه ذاتی ذات است، یا باید ذات را انكار كنیم، یا اگر اثبات ذات كردیم و اثبات ثبوت برای ذات كردیم ازلًا و ابداً، باید علم و قدرت و حیات كه آن حیات جنبه همان نفس استمرار بقاء ذات است آن علم و حیات را هم به همان كیفیتی كه نفس ذات اثبات می‌شود، آن هم برای ذات اثبات می‌شود. و وقتی علم و قدرت برای ذات اثبات شد، آن علم او نسبت به اعیان اثبات می شود.1 اگر این اعیان خارجی نبود، خیالمان راحت بود! ذات نه ظهوری دارد و نه بروزی دارد، نه خلقی دارد، نه مخلوقی دارد، نه اراده‌ای دارد، نه مشیتی دارد، هیچی ندارد! خودش ذات است و آن مقام صرافت در خودش است و مقام احدیت الذاتش هست و هیچ در این‌جا مسئله و مشكلی نیست. دیگر در این‌جا جای بحث هم نیست، چون ما نیستیم كه بخواهیم بحثش را بكنیم! هیچ ظهوری در این‌جا ندارد.

    1. براى اطلاع بيشتر رجوع شودبه کتاب توحيد علمى وعينى ص ١٣١ و افق وحى صص ٤٥ تا ٤٨