اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 6/12/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۶۶

6
  • خوشا آنان که دائم در نمازند *** بهشت جاودان مأوایشان بی1
  • دائم در حال توجهند، دائم در حال حضورند، دائم تشنه‌اند و دائم منتظر و دائم نگران، كه چرا نمی‌آید؟ چرا این قضیه نمی‌آید و نمی‌رسد و كار تمام نمی‌شود؟ امّا اگر نه، بار روی خودمان بگذاریم، شانه‌مان سنگین باشد، گُرده‌مان سنگین باشد از تعلقات ... شده تا حالا خودمان را تست كنیم؟ به خودمان تست بزنیم ببینیم كه چقدر آمادگی داریم؟ می‌گویند بفرما دیگر، بیایند بگویند بفرما، چقدر می‌توانیم؟ آیا همان آن می‌گوییم بله؟ یا این‌كه یك خرده صبر می‌كنیم بنشینیم فكر این طرف و آن طرف می‌كنیم: خب نه حالا عیبی ندارد. یا این‌كه نه می‌نشینیم می‌گوییم می‌شود حالا یك مهلتی؟ یك مهلت دو هفته‌ای؟ یا می‌شود یك روز ...

  •  یا این‌كه نه، آنقدر وزر و وبال بر گُرده خود سوار كردیم، و آنقدر در این دنیا دست و پای ما و اعمال ما به كارهایی كه كرده‌ایم آنقدر پیچیده است كه اصلًا مجال تفكر را حتی به این نمی‌خواهیم بدهیم! می‌شودها! آدم به یك جایی می‌رسد كه حتی از فكر كردنش می‌ترسد، فرار می‌كند، فكر نمی‌كند! از فكر كردن! چون می‌بیند به بن‌بست می‌رسد. كجا برود؟! به! چوب‌ها آماده، بله! مشعل‌ها دارد می‌رود بالا، فضا نورانی! یك مشعل برایش گذاشته‌اند كه تمام صحرا را روشن كرده! بفرمایید می‌خواهیم از شما استقبال كنیم. این‌جاست كه آدم هی برمی‌گردد به كارها، هی به برنامه‌ها، هی به مسائلش، حق الناس‌هایی كه دارد، چیزهایی كه بر گردنش بوده. حالا چیزهایی كه با خدا دارد را می‌شود یك كاری‌اش كرد، امّا حق الناس را چكار می‌كنیم؟ بلاهایی كه بر سر مردم آوردیم چكار می‌كنیم؟ چه می‌كنیم ...

  •  واقعاً من گاهی اوقات تعجب می‌كنم این افراد، اشخاصی كه در این دنیا پیدا می‌شوند و از تعدی به مال و جان و ناموس مردم ابا ندارند، این‌ها چگونه تفكر می‌كنند؟ در عین حال هم اعتقادی هم دارندها! بالاخره مسلمانند! حالا یا مسلمانند، یا خودشان را شیعه هم می‌دانند، شیعه امیرالمؤمنین! نه این‌كه حالا آدم بی‌دینِ فلانِ باشد. این چطور می‌شود تصور فردا را داشته باشد. آنقدر كه امیرالمؤمنین می‌فرماید تفكر در موت كنید، تفكر در موت كنید در نهج البلاغه به خاطر همین است. كسی كه یك تفكر داشته باشد یك خطور مرگ داشته باشد در زندگی‌اش نمی‌تواند هركاری را بكند، دیگر دستش به ماشه نمی‌رود یك جانی را بی‌جان كند. دیگر نمی‌تواند یك تعدی كند یك مالی را بردارد از یك بدبخت و بیچاره‌ای و بعد هم الفرار، هان؟ دیگر نمی‌تواند. دیگر نمی‌تواند پول و امكانات یك ملّتی را همه را بردارد به هوا بدهد، ببر هرچه شد شد! نمی‌تواند این كار را بكند، می‌لرزد، دستش می‌لرزد به همین جهت است كه هی به فكر مرگ باید باشید! آقاجان! آن قطاری كه بقیه تویش سوار شده‌اند و حركت كرده‌اند و هركسی را در یك ایستگاه پیاده كرد تو را هم در یك ایستگاه پیاده می‌كند. نگاه به این دو تا سه تایی كه در دور و برت هستند نكن! آن‌ها هم مثل تو هشتشان گرو هشتادشان است! درست شد.

    1. باباطاهر عريان رضوان الله عليه