اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 6/12/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۶۶

4
  •  اگر مقام تفصیل باشد اذا شاؤوا علموا دیگر معنا ندارد. مقام تفصیل یعنی همه چیز رو است. الآن من پنج تا انگشت دارم، كی این پنج تا انگشت برای شما ظاهر می‌شود؟ وقتی اینطوری كنم. امّا وقتی آن طوری كنم، شما یك وقتی ببینید چهار انگشتی هستم، یا سه انگشتی هستیم، دو تایش را قایم كرده‌ایم. درست است؟ این مقام، می‌شود مقام اجمال. شما نمی‌بینید، من الآن در دستم یك چیزی گرفته‌ام به شما نشان نمی‌دهم. هست، ولی شما نمی‌بینید، ظهور ندارد برای شما، بروز ندارد. مقام تفصیل وقتی است كه دستم باز می‌شود. همین كه دستم باز شد، شما اطلاع پیدا می‌كنید. نه این‌كه ایجاد می‌شود؛ تصور كنید! ایجاد نمی‌شود، باز می‌شود، هست، رو می‌شود، این به منصه اثبات می‌رسد، ثبوتش هست. این اثباتش این است كه شما اطلاع پیدا می‌كنید در دست من چیست. توجه كردید؟ خب در این‌جا چطور ما مسئله را بخواهیم تصور كنیم كه این قضیه درست بشود؟ در آن‌جایی كه حضرت بفرمایند این اوّلیت و آخریت برای خدا معنا ندارد، مقام ذات، مقام ثبوت است، همه چیز اوّل است در عین این كه همه چیز آخر است، همه چیز ظاهر است در همان حالی كه همه چیز باطن است! این از یك طرف. از آن طرف در آیه قرآن داریم هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ ... پس یك اوّلی معلوم است باید باشد. خب آن روایت دارد نفی اولیت می‌كند، آیه دارد اثبات اوّلیت می‌كند. هو الأوّل و هو الآخر. نمی‌فرماید لیس بأوّل و لا آخر، آیه نداریم. یا لیس بظاهر و لا باطن. بعد می‌فرماید: هو الظاهر و الباطن، بعد می فرماید: وهو بكل شيء عليم‌. كه دقیقاً این وهو بكل شيء عليم به هر دوی این‌ها چنان برمی‌گردد كه نشان می‌دهد ظهور و بطون و اوّل و آخر در علم ذات پروردگار است، در همان مرتبه علم حقّ به همه اعیان است كه جنبه ظاهر و باطن در آن‌جا متبلور می‌شود. و در همان جا هست كه جنبه اولیت و جنبه آخریت در آن‌جا تحقق پیدا می‌كند. یعنی همان علم، همان جنبه علمی‌است كه آن جنبه علمی به لحاظ جنبه وجودی است، چون اشیاء وجود علمی دارند و وجود عینی دارند و علم پروردگار به حیثیت عینیه اشیاء برمی‌گردد نه فقط به حیثیت صوریه آن‌ها و به حیثیت علمیه عرضیه آن‌ها مانند ما، كه این علوم جنبه عرضی دارند بر ما، از این نقطه نظر است كه هو الأوّل و الآخر می‌شود و به همین جهت علمی است كه هو الظاهر و الباطن می‌شود، و اگر لحاظ علمی نبود دیگر هو الأوّل و الآخر در این‌جا معنا نداشت، هو الظاهر و الباطن در این‌جا معنا نداشت.