
جلسه ۷۶۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 6/12/1433
جلسه ۷۶۶
3خب حضرت در اینجا میفرمایند لم یسبق له حالٌ حالًا، فیکون له اوّلًا قبل أن یکون آخراً حالا اگر سبقت حال باشد، یعنی یك حالی سابق باشد بر پروردگار، قبل از اینكه حال دیگری بیاید، پس بنابراین بین این دو تعدد حال، و بین این دو تحقق حال، یك مبدأیت و یك انتهائیت فرض میشود. یعنی از یك مرتبه ذات پروردگار تحول پیدا میكند به یك مرتبه دیگر، این میشود مبدأ و آن میشود آخر و منتهی. باز دوباره آن میشود مبدأ برای یك انتهایی و برای یك مقصدی.
ویکون ظاهراً قبل أن یکون باطناً و اینكه پروردگار ظاهر باشد قبل از آنكه آن باطن باشد. چون در تحقق ظهور و در تحقق بطون و بطنیت، این تحول در اینجا لازم است كه ظاهر، این برگردد و باطن بشود. باطن برگردد و ظاهر بشود.
این در اینجا نگاه میكنیم میبینیم امیرالمؤمنین [تغیرّ و تحول را در ذات نفی میكنند]
یا در روایتی از امیرالمومنین علیه السلام كه دیروز عرض شد، در اینجا اصلًا تقلب را به طور كلی از ذات پروردگار نفی كرده است. و این وقتی از ذات پروردگار نفی بشود، آن وقت چطور میشود در اینجا دو كیفیت برای آثار و برای ظهورات پروردگار تصور كرد؟ از یك طرف در آیات پروردگار داریم هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ ...1 در اینجا حضرت میفرماید دیگر اولیت و آخریتی نیست. فلا یكون أوّلًا قبل أن یكون آخراً. اولیت و آخریت دیگر معنا ندارد.
در آیه قرآن داریم: وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ ... در اینجا میفرماید لا یکون ظاهراً قبل أن یکون باطناً. دیگر ظهور در اینجا معنا ندارد برای پروردگار قبل از اینكه آن بطن و آن عمق بخواهد برای او در نظر گرفته بشود. چطور در اینجا ما باید تلفیق كنیم و توجیه كنیم كه این مسئله به چه كیفیت است.
اگر این مطلب برای ما روشن بشود، آن كلماتی كه بزرگان و اصحاب شهود و كشف، یا اینكه روایاتی كه در این باب است كه مقام اجمال را برای خود نفوس مطهّره در آنجا اثبات میكند. یا مقام علم را به نحو اجمال اثبات میكند. مثلًا فرض كنید كه درباره علم از امام صادق علیه السلام سؤال میكنند كه شما علمتان آیا علم تفصیلی است؟ در هر آنی علم تفصیلی است؟ حضرت میفرماید كه ما احاطه بر علمی داریم كه إذا نشاء نعلم. أو هم اذا شاؤوا علموا2. كه در اینجا مسئله مسئله تعلق مشیت است، این میشود در اینجا مقام اجمال3.
- سوره الحديد (٥٧) قسمتى از آيه ٣
- الکافى ج ١ ص ٢٥٨ باب ان الائمه عليهم السلام اذا شاؤوا ان يعلمو ا علموا
- براى اطلاع بيشتر رجوع شود به کتاب افق وحى صص ٢٠٠ تا ٢٠٦
