اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 6/12/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۶۶

11
  •  ذات پروردگار قبل از مقام ظهور مگر وجود بالصرافه نداشت؟ مگر بسیط الحقیقه نبود؟ قبل از تعین، قبل از ظهورات خارجی، مگر نبود؟ یعنی مگر نیست؟ ـ حالا بود غلط است ـ آن ذات پروردگار كه برای وجود بسیط است، برای وجود بالصرافه است، آیا مگر آن اصل و منشأ برای تحولات و تعینات و آثار و بروزات نیست؟ خیلی خب! این می‌شود مقام چه؟ می‌شود مقام اجمال! ببینید چقدر راحت قضیه حل شد! این وجود حق كه وجود بالصرافه است و آن بسیط الحقیقه كلّ الأشیاء می‌آید بر این‌جا حاكم می‌شود و آن وجود حقیقی كه وجود مشكك است، آن وجود مشكك آن را شما فرض كنید بدون آثار و بدون ظهورات این می‌شود چه؟ می‌شود وجود بسیطه الحقیقه. همان وجود بسیط و وجود صرف كه متبدل به آثار و ظهورات است، وقتی آن به ظهور و تعین وبه قالب‌گیری ومقام قدر جزئی، وقتی به آن كه متبدل می‌شود به آن می‌گویند مقام واحدیت، به آن می‌گویند مقام نزول اسماء و صفات، به آن می‌گویند مقام تعین و مقام تحول و تبدل. به آن می‌گویند آن وقت هو الأول و الآخر، این‌جا می‌آید1.

  •  یعنی آنی كه ما قبلًا نفی اوّلیت و آخریت می‌كردیم، نفی اوّلیت و اخریت در خود ذات، امّا الآن كه داریم با مسئله صرافت وجود قالب می‌زنیم، و آن آثار و ظهورات را از تعین ذات ما آن‌ها را قرار می‌دهیم این می‌شود همان جنبه ظاهریت و باطنیت. باطنیت بسیط الحقیقه، باطنیت، وجود بالصرافه، باطنیت وجود بحت و بسیط. درست شد؟ ظاهر، مقام چیست؟ مقام اراده، ظاهر مقام واحدیت، ظاهر مقام اسماء و صفات كلیه و همینطور به دنبالش جزئیه، ظاهر عبارت است از اعیان خارجی و اشیاء خارجی. پس روشن شد؟ چطور در این‌جا ما آمدیم بین دو دسته از روایاتی كه یكی نفی این ظهور و باطن می‌كند، و بین آیات و همینطور بین روایات آمدیم قشنگ جمع كردیم و گفتیم هر دوی این‌ها یك معنا می‌دهد و هیچ تنافی و هیچ تعارض و تناقضی در این‌جا در میان نیست.

    1. رجوع شود به کتاب توحيد علمى و عينى ص ٢٢١ و تفسير آيه نور صص ٦٧ تا ٧٨